نظرات خوانندگان
می توانید در انجمنهای تخصصی ما ثبت نام کنید مطلب بفرستید و یا اگر سوالی دارید بپرسید تا جواب داده شود و اگر چیزی می خواهید که در توان ما باشد به آن عمل می کنیم و اگر جواب سوالی را می دانید به آن پاسخ بگویید و به معلومات ما بیفزائید.
اگر هم توانایی مدیریت هر کدام از بخشهای سایت را دارید به ما بگویید تا ابزار مدیریت ان بخش را در اختیار شما قرار بدهیم و از کنار هم بودن لذت ببریم
بر آن هستیم که در آینده ای نزدیک یک تیم بزرگ از متخصصان را در سایت دور هم جمع کنیم و سیستمهای طراحی وب سایت را در ایران گسترش بدهیم امیدوارم که شما نیز به جمع ما بپیوندید در روزهای آینده شاهد گردآوری بزرگترین تیم ایرانی خواهید بود.
.................::::::::::::::::::جذب مدیر فعال برای همه بخشهای انجمن:::::::::::::::::: .................
از کاربران عزیز و گرانقدری که تمایل به مدیریت بخشهای انجمن را دارند درخواست می شود که موضوع را با ما در میان بگذارند تا ابزارهای مدیریت انجمن ها برای آنها فعال شود. اگر سوالی دارید می توانید در انجمن های تخصصی ذکر کنید تا در اولین فرصت توسط مدیران و یا کاربران سایت به ان پاسخ داده شود. اگر هم جواب سوالی را می دانید خوشحال خواهیم شد که به آن پاسخ دهید و ما را نیز از دانش خود بی نیاز نفرمائید.
سایت ما تشکیل شده است از:
انجمن تخصصی دانشجویان
http://www.pnufa.com/
باشگاه خبری دانشجویان پیام نور با در اختیار داشتن چند هزار پایان نامه و مقالات عملی
http://www.pnublog.com
با تشکر بسیار فراوان
| جمعه 1 اردیبهشت1391 ساعت: 11:27 | توسط:hamed_zamani | ||||||||||||||||
|
http://www.farsi20.ir farsi iranian home'
| |||||||||||||||||
ریاضی( توضیح دروس )
مجموعه : مجموعه به معنای گرد آورده شده است و در ریاضی دسته یا گروهی از اشیاء یا موجودات که اعضای آن دو بدو متمایز و مشخص باشند . مثال Å مجموعه اعداد طبیعی مثال Å مجموعه حروف الفبای فارسی مثال إ مجموعه ی بازیکنان تیم ملی فوتبال بزرگسال ایران در سال 85 زیر مجموعه : دو مجموعه A و B را در نظر می گیریم . B را زیر مجموعه A گویند هر گاه هر عضو B عضو A باشد . مثال Å مجموعه ی اعداد زوج زیر مجموعه ی اعداد طبیعی مجموعه ی حروف بی نقطه ی الفبای فارسی زیر مجموعه مجموعه حروف الفبای فارسی مجموعه ی دروازبانهای تیم ملی فوتبال بزرگسالان ایران در سال 85 زیر مجموعه مجموعه بازیکنان تیم ملی فوتبال بزرگسالان ایران در سال 85 مجموعه { 1،2 } B= زیر مجموعه { 1،2،7 }A= این مطلب را به صورت B A می نویسیم و می خوانیم : B زیر مجموعه ی A است . مجموعه تهی : تهی، به معنی خالی و مقابل کلمه پر می باشد و در ریاضی مجموعه ای را که عضو ندارد ، مجموعه تهی می نامیم .مجموعه تهی را با (بخوانیم فی) نشان می دهیم . بیشتر بدانید ... 1- مجموعه های مساوی : دو مجموعه A و B را مساوی گویند هر گاه تمام اعضای A عضو B و تمام اعضای B عضو A باشند . به بیان ریاضی می توان گفت : « اگر A Ì B و B Ì A باشد ، آنگاه A=B » مثالÅ مجموعه { 1،2،3،4 }A = با مجموعه مساوی هستند . 2- مجموعه های معادل : دو مجموعه در صورتی با هم معادل هستند که تعداد اعضای آن ها با هم برابر باشند . مثال مجموعه ی { ب،د،ج } M = با مجموعه ی { 1،2،3 } N = معادل هستند . 3- مجموعه متناهی یا نامتناهی : اگر تعداد اعضای یک مجموعه محدود باشد ، به آن مجموعه متناهی گویند . اگر تعداد اعضای یک مجموعه نامحدود باشد ، به آن مجموعه نا متناهی گویند . مثال مجموعه ی { 9،...،1،2،3 } A = یک مجموعه متناهی است و مجموعه ی { ....،15 ،10 ،5 } B = یک مجموعه نامتناهی می باشد . 4) تعداد زیر مجموعه های هر مجموعه : تعداد زیر مجموعه های هر مجموعه n عضوی از دستور 2n بدست می آید . { a } : {},{a} { a,b } : {},{a},{b},{a,b} { a,b,c } :{},{a},{b},{c},{a,b},{a,c},{b,c},{a,b,c} با توجه به جدول بالا می توان رابطه ی بین تعداد عضوهای یک مجموعه و تعداد زیر مجموعه ها را مشاهده کرد . تعداد عضو مجموع : n تعداد زیر مجموعه : n 2 =n)مرتبه)2×...×2×2 تعداد عضو 1 2 3 ... n تعداد زیر مجموعه 2 2×2 2×2×2 ... n)مرتبه)2×...×2×2 عدد تواندار 21 22 23 ... 2n مثال Å تعداد زیر مجموعه های یک مجموعه 10 عضوی 210 می باشد . به عبارت دیگر مجموعه 10 عضوی 1024 زیر مجموعه دارد . )تعداد زیر مجموعه های : الف: تعداد زیر مجموعه های یک عضوی از یک مجموعه ی n عضوی ، n تا می باشد . ب: تعداد زیر مجموعه های دو عضوی از یک مجموعه ی n عضوی ، می باشد . (2 ≤ n ) ج: تعداد زیر مجموعه های سه عضوی از یک مجموعه ی n عضوی ، ، می باشد. (3 ≤ n ) Å مثال مجموعه یA= { a,b,c,d } را در نظر بگیرید. تعداد زیر مجموعه های یک عضوی از مجموعه ی A برابر است با 4 تعداد زیر مجموعه های دو عضوی از مجموعه ی A برابر است با 6 تعداد زیر مجموعه های سه عضوی از مجموعه ی A برابر است با 4 مثالمجموعه { موز ، هندوانه ، پرتقال ،گیلاس } A= را در نظر بگیرید . حالت اول : اگر بخواهیم از بین میوه های بشقاب فقط یکی از میوه ها را برداریم و میل کنیم چند حالت برای انتخاب کردن داریم ؟ جواب : 4 حالت پس تعداد زیر مجموعه های یک عضوی از یک مجموعه ی4 عضوی 4 تا می باشد . حالت دوم : اگر بخواهیم از بین میوه های بشقاب دو تا برداریم و میل کنیم چند حالت برای انتخاب کردن بوجود می آید ؟ جواب : 6 حالت پس تعداد زیر مجموعه های دو عضوی از یک مجموعه ی 4 عضوی برابر 6 تا می باشد . حالت سوم : اگر بخواهیم از بین میوه های بشقاب سه تا برداریم و میل کنیم چند حالت برای انتخاب کردن داریم ؟ جواب : 4 حالت پس تعداد زیر مجموعه های سه عضوی از یک مجموعه ی 4 عضوی برابر 4 تا می باشد . عدد صحیح عدد صحیح: صحیح به معنی تندرست ، سالم و درست می باشد و هر یک از اعداد 0 , 1 ± , 2 ± , ... را یک عدد صحیح می نامیم . مجموعه عدد های صحیح: مجموعه ای است شامل تمام عدد های صحیح این مجموعه را با حرف Z که از کلمه آلمانی zahlen به معنی عدد صحیح گرفته شده است ، نمایش می دهند. یاد آوری ... 1- ترتیب عملیات : در عبارتهای که از پرانتز ، توان ، ضرب و تقسیم ، جمع و تفریق استفاده شده است ، ترتیب عملیات در محاسبه ی عبارت عددی به ترتیب زیر است : الف) کروشه یا پرانتز (حاصل آن را از داخلی ترین پرانتز بدست می آوریم .) ب) توان ج) ضرب و تقسیم (از چپ به راست عمل مربوطه را محاسبه کنید) د) جمع و تفریق (از چپ به راست عمل مربوطه را محاسبه کنید) مثال حاصل عبارت مقابل را بدست آورید . = 11 ÷ (3+(6-52)) 4 + 7 حل : 15= 8+7 و 8= 11 ÷ 88 و 88 = 4 × 22 و 22 = 3+19 و 19 = 6-25 = 6-52 2- اصل ضرب : اگر عملی به a طریق و عمل دیگری به b طریق و.... انجام پذیر باشند ، همه این اعمال با هم به a×b×…. طریق امکان پذیر است این موضوع اصل ضرب نامیده می شود . مثال برای رفتن از شهر A به شهر B سه راه وجود دارد . از شهر B به شهر C نیز 2 مسیر مختلف وجود دارد حساب کنید برای رفتن از شهر A به شهر C چند مسیر وجود دارد ؟ حل: 6=2×3 Åمثال زهرا نقاشی مقابل را کشیده است او می خواهد شلوار پسرک را سبز ، قرمز ، آبی یا بنفش و پیراهن او را سبز ، زرد ، یا قرمز رنگ کند او به چند صورت می تواند این نقاشی را رنگ کند ؟ حل: 12=3×4 12 حالت 3- محاسبه ی مجموع اعداد : گاوس یکی از ریاضی دانان نامی است که برای محاسبه ی مجموع اعداد یک دنباله روش جالب توجهی ارائه داده است . می خواهیم اعداد 1 تا n را با هم جمع کنیم ، برای این منظور با توجه به شکل داریم برای محاسبه ی مجموع اعداد یک تا n کافی است تعداد n + 1 ها را بشماریم . به طور کلی برای محاسبه ی مجموع اعداد با اختلاف یکسا ن از رابطه ی زیر استفاده می کنیم : مثال مجموع اعداد طبیعی از 1 تا 100 را محاسبه کنید. Åمثال حاصل عبارت مقابل را بدست آورید . ? = 100 – 98 + .... + 5 – 3 +4 – 2 + 3 – 1 ×نکته: چنانچه اعداد با فاصله ی یکسان (d) باشند برای بدست آوردن تعداد اعداد متوالی از n تا m می توان از دستور مقابل استفاده کرد : Åمثال حاصل عبارت مقابل را بدست آورید . ? = 1000 + .... + 20 + 15++10 5 نکته: به تساوی های زیر برای بدست آوردن مجموع جملات یک دنباله ی عدد ی توجه کنید . 4- تعدادمقسوم علیه ها : اگر عدد A را به عوامل اول تجزیه کنیم ، تعداد مقسوم علیه های خود عدد A از فرمول زیر بدست می آید : مثال تعداد مقسوم علیه های عدد 72 را بدست آورید. ×نکته: مجموع مقسوم علیه های عدد A از فرمول زیر بدست می آید : Åمثال مجموع مقسوم علیه های عدد 72 را حساب کنید . 5- یک نفر کاری را در a ساعت انجام می دهد ، نفر دوم همان کار را در b ساعت انجام می دهد . اگر هر دو با هم انجام دهند ، آن کار در ساعت انجام می شود . Åمثال علی کاری را در 6 ساعت انجام می دهد حسن همان کار را در 4 ساعت انجام می دهد . اگر هر دو با هم کار کنند ، آن کار در چند ساعت تمام می شود ؟ 2 ساعت و 24 دقیقه نکته: اگر شخصی کاری را در a روز و نفر دیگر در b روز و نفر سوم در c روز انجام دهند ، سه نفر با هم در روز انجام می دهند. 6- محاسبه تخفیف : اگر فروشنده ای دو تخفیف متوالی m% و n% برای کالایی در نظر بگیرد برای اینکه بدانیم چند درصد بهای اولیه کالا تخفیف داده است ، از رابطه ی زیر استفاده می کنیم : Åمثال فروشنده ای در ابتدا برای کالایی%20 تخفییف داده است و پس از گذشت مدتی به منظور فروش بیشتر برروی قیمت کالا%10 تخفیف دیگر (برای قیمت جدید) در نظر گرفته است. حساب کنید تخفیف های متوالی%20 و%10 معادل با چه تخفیفی از قیمت اولیه کالا هستند؟ حل : روش 1 فرض کنیم قیمت اولیه کالا 100 تومان بوده است در این صورت: به طور کلی این فروشنده %28 تخفیف داده است . حل : روش 2: 7- محاسبه ی درصد : اگر m لیتر اسید %n را به روی p لیتر اسید %q بریزیم ، درصد اسید حاصل از دستور زیر بدست می آید . مثال اگر 20 لیتر اسید %90 را بروی 30 لیتر اسید %80 بریزیم ، در صد اسید حاصل را حساب کنید . حل : توان : توان به معنی قدرت ، قوه ، زور می باشد و در ریاضی نوعی ساه نویسی برای حاصل ضرب چند عد متساوی در یکدیگر می باشد . مثال: 3×3×3×3×3 دراین ضرب ، عدد 3 ، 5 مرتبه تکرار شده است که در ساده نویسی به صورت زیر نوشته می شود : می نویسیم 35 و می خوانیم « سه ، به توان پنج » یا « توان پنجم ، 3 » . در ریاضی 3 پایه و 5 توان (نما) نامیده می شود و اعداد نظیر 35 را اعداد تواندار می گویند . 1 . می خواهیم به کمک اعداد تواندار نحوه ی پخش شدن شایعات ساختگی را بررسی کنیم . مرحله صفر اول دوم سوم چهارم ... n ام تعداد افرادی که از شایعه ی پخش شده اطلاع دارند 1 3 3×3 3×3×3 3×3×3×3 ... 3×...×3×3 عدد تواندار 30 31 32 33 34 ... 3n سوال: با توجه به جدول بالا در مرحله ی دهم چند نفر از شایعه پخش شده در جامعه مطلع هستند ؟ کاربرد ریاضی در زندگی و عمل دانش آموزان عزیز با توجه به جدول و نمودار شکل فوق نظرات خود را در مورد قبول کردن یا رد کردن حرفها و صحبت هایی که روزانه از دیگران می شنویم ، بیان کنید . 2- هر سلول به دو سلول تقسیم می شود تا تکثیر یابد . این مطلب را که در کتاب علوم خوانده اید در نمودار زیر مشاهده کنید . مرحله صفر اول دوم سوم چهارم ... n ام تعداد سلول 1 2 2×2 2×2×2 2×2×2×2 ... 2×...×2×2 عدد تواندار 20 21 22 23 24 ... 2n سوال: با توجه به جدول بالا در مرحله ی دهم چند سلول وجود دارد ؟ کاربرد ریاضی در زندگی و عمل دانش آموز عزیز با توجه به شکل فوق اگر خداوند در رأس هرم شکل بالا و انسان ها را به عنوان سلول ها در نظر بگیریم؛ برای رسیدن به قرب الهی بی شمار راههای مختلف را می توان تصور کرد . توان صفر : اگر توان عددی برابر صفر باشد ، آن عدد برابر یک است . 56 = 5 × 5× 5 × 5 ×5 ×5 = 3(5×5) = 3(52) 2- عبارت (am)n با amn فرق دارند . (به نقش پرانتز در عبارت اول دقت کنید.) 3- عدد طبیعی n را مجذور کامل گویند هر گاه پس از تجزیه n به عوامل اول توان هر یک از عامل ها زوج باشد . مثال Å عدد 144 را در نظر بگیرید و آن را به عوامل اول تجزیه کنید . (تقسیم به عوامل اول) با توجه به اینکه 2و4 عدد زوج هستند ، بنابراین عدد 144 مجذور کامل است . 4- عدد طبیعی n را مکعب کامل گویند هر گاه پس از تجزیه ی n به عوامل اول توان هریک از عوامل ها مضرب 3 باشد . مثال عدد 1728 را در نظر بگیرید و آنرا به عوامل اول تجزیه کنید . با توجه به اینکه 3 و6 مضرب 3 می باشند ، بنابراین عدد 1728 مکعب کامل است . عدد 144 را می توان مساحت مربعی به ضلع 12 در نظر گرفت . می توان نوشت 12= عدد 144 را مجذور کامل می گویند . عدد 1728 را می توان حجم مکعبی به ضلع 12 در نظر گرفت. 1728 = 12×12×12 = 123 = حجم مکعب می توان نوشت : 1728 = 123 و عدد 1728 را مکعب کامل گویند . 5- اگر یکان عددی 0، 1، 5، 6 باشد ، آن عدد را به توان هر عدد طبیعی برسانیم ، یکان عدد حاصل با یکان عدد اولیه برابر است مثال Å یکان های 10 و 10000 هر دو صفر می باشد. ۱۰۴ = ۱۰×۱۰×۱۰× ۱۰ = ۱۰۰۰۰ یکان های 11 و 1331 هر دو یک می باشد . 1331 = 11×11×11 = 113 یکان های 15 و 3375 هر دو 5 می باشد . 3375 = 15×15×15 = 153 یکان های 16 و 256 هر دو 6 می باشد . 256 = 16×16 = دستگاه شمارش : برای شمارش اشیاء دسته بندی هایی انجام می شود . معمولی ترین روش برای شمارش اشیاء دسته بندی به صورت یکی ، ده تایی ، صدتایی ، هزارتایی و ... می باشد این نمایش ارزش مکانی اعداد را «دستگاه شمارش دهدهی » می نامند . در طراحی سیستم های رقمی و رایانه ای و رمز گزاری برنامه ها برای نمایش ارزش مکانی رقم ها از دستگاههای شمارش دیگری هم استفاده می شود ، مانند دستگاه شمارش دو دویی که یکی ، دوتایی ، چهارتایی ، هشت تایی و .... برای نمایش ارزش مکانی رقم ها استفاده می شود . مثال عدد 313 در دستگاه شمارش دهدهی به صورت 3 صدتایی ، ا ده تایی و 3 یکی می باشد این عدد را به صورت 313 یا 10(313) می نویسیم و می خوانیم « سیصدو سیزده » صدتایی ده تایی یکی 3 1 3 عدد 1101 در دستگاه شمارش دو دویی به صورت زیر می باشد هشت تایی چهارتایی دوتایی یکی 1 1 0 1 این عدد را به صورت 2(1101) می نویسیم و می خوانیم «یک،یک،صفر،یک در مبنای دو» مبنا : مبنا پایه و اساسی است که در دستگاههای شمارش اعداد برای دسته بندی در نظر گرفته می شود . مثال Å یک شرکت دارو سازی برای دسته بندی قرص های تولید شده در نظر دارد هر 10 عدد قرص را در داخل یک بسته قرار دهدد و هر 10 بسته را داخل یک کار تن 100 تایی و ... پایه و اساسی که در این شرکت دارو سازی برای دسته بندی در نظر گرفته شده است بر مبنای 10 می باشد . مثال Å یک شرکت تولید کننده ی توپ تنیس روی میز برای دسته بندی توپ های تولید شده در نظر دارد هر 6 عدد توپ را در داخل یک بسته قرار دهد و هر 6 بسته را داخل یک کارتن 36 تایی و ... پایه و اساسی که در این شرکت تولید ی برای دسته بندی در نظر گرفته شده است برمبنای 6 می باشد . مثال پایه و اساسی که در ساعت برای زمانبندی استفاده می شود را درنظر بگیرید . کاربرد ریاضی در زندگی هر 60 ثانیه برابر یک دقیقه است و هر 60 دقیقه برابر یک ساعت (ثانیه3600 = 60×60) دانش آموز عزیز : اگر شما یکی از ریاضی دانان بزرگ بودید ، برای زمان چه مبنایی به کار می برید؟ یک شبانه روز در طراحی شما چند ساعت محسوب می شود ؟ این طراحی چه تأثیراتی روی کارهای روز مره مردم می گذارد ؟ مثال با دسته بندی سه تایی 17 کلید را دسته بندی کنید و نتیجه را در مبنای سه بنویسید . نه تایی سه تایی یکی 1 2 2 3(122) = 17 مثال عددی در مبنای 5 به صورت 5(214) نوشته شده است . آن عدد کدام است ؟ 52 51 50 بیست و پنج تایی پنج تایی یکی 2 1 4 59 = (1×4) + (5×1) + (25×2) 1- اگر عدد abcde در مبنای x نوشته شده باشد برای نوشتن این عدد در مبنای 10 به صورت زیر عمل می کنیم x4 x3 x2 x1 x0 x4 x3 x2 x 1 a b c d e 2- در عدد نویسی به مبنای a مجازیم از ارقام 0،1، ....، 1- a استفاده کنیم . مثال در مبنای 10 ، از ارقام 0، 1، 2، 3، 4، 5،6، 7، 8، 9 می توان استفاده کرد . 3- تبدیل مستقیم مبناها : مثال Å تساوی مقابل را کامل کنید . 8( ) = 2(1010) حل : مراحل انجام کار به ترتیب زیر می باشد . 8 ( ? ) = 10( ? ) = 2(1010) ابتدا نمایش عدد 2(1010) را در مبنای 10 بدست می آوریم ، سپس نمایش عدد 10 را در مبنای 8 می نویسیم. ۲۳ ۲۲ ۲۱ 20 هشت تایی چهارتایی دوتایی یکی 1 0 1 0 10=(2×1)+(8×1) برای تبدیل مستقیم مبنا ها روش هایی وجود دارد که تبدیل مبنا ها را به طور مستقیم امکان پذیر می سازد . برای آشنایی با این روشها به نکات زیر توجه کنید . نکته: برای تبدیل مستقیم یک عدد از مبنای 2 به مبنای 4 ، عدد را از سمت راست دو رقم دو رقم جدا کنید و دسته ی دو رقمی را به مبنای 10 ببرید . از کنار هم نوشتن اعداد بدست آمده عدد اولیه کاملاً در مبنای 4 نوشته می شود . مثال Å تساوی مقابل را کامل کنید : 4( ) = 2(10110) حل : از تبدیل مستقیم مبنا ها کمک می گیریم . نکته: برای تبدیل مستقیم یک عدد از مبنای 2 به مبنای 8 عدد داده شده را از سمت راست سه رقم سه رقم جدا کنید و هر دسته ی سه رقمی را به مبنای 10 ببرید . از کنار هم نوشتن اعداد بدست آمده عدد اولیه کاملاً در مبنای 8 نوشته می شود. مثال تساوی مقابل را کامل کنید : 8( ) = 2(1010) حل : از تبدیل مستقیم مبنا ها کمک می گیریم . نکته: برای تبدیل مستقیم یک عدد از مبنای 4 به مبنای 2 هر رقم را به صورت یک عدد دو رقمی در مبنای 2 بنویسید (اگر نیاز شد سمت چپ عدد هم صفر بگذارید ). از کنار هم نوشتن این اعداد دو رقمی عدد اولیه کاملاً در مبنای 4 نوشته می شود . مثال تساوی مقابل را کامل کنید : 2( ) = 4(321) حل : از تبدیل مستقیم مبنا ها کمک می گیریم . نکته: برای تبدیل مستقیم از مبنای 8 به مبنای 2 هر رقم عدد داده شده را بصورت یک عدد سه رقمی در مبنا 2 بنویسید . (اگر نیاز شد سمت چپ عدد هم صفر بگذارید) از کنار هم نوشتن اعداد بدست آمده عدد اولیه کاملاً در مبنای 2 نوشته می شود . مثال تساوی مقابل را کامل کنید : 2( ) = 8(327) حل : از تبدیل مستقیم مبنا ها کمک می گیریم . 4-جمع و تفریق مبناها : با توجه به اینکه در عدد نویسی a ، مجازیم از ارقام 0و 1و 2و ... و 1 - a استفاده کنیم . جمع و تفریق مبناها را می توان به صورت مستقیم انجام داد . 1- جمع مبناها میدانیم: ? = 39 + 156 حل : صدتایی ده تایی یکی + 1 5 3 6 9 1 9 5 حالا با توجه به جدول ارزش مکانی مبنا 2 حاصل جمع مقابل را بدست آورید . 2(?) = 2(11) + 2(10) چهارتایی دوتایی یکی + 1 1 0 1 1 0 1 2- تفریق مبناها میدانیم: 264 = 279 - 543 حل : صدتایی ده تایی یکی - 5 2 4 7 3 9 2 6 4 حالا با توجه به جدول ارزش مکانی 2 حاصل تفریق زیر را بدست آورید ؟ 2 (?) = 2(111)-2(1011) هشت تایی چهارتایی دوتایی یکی - 1 0 1 1 1 1 1 0 1 0 0 توضیح اینکه 1 عدد هشت تایی برابر است با 2 عدد چهارتایی جذر: جذر به معنی ریشه ، پایه است و علامت آن « » رادیکال می باشد. در ریا ضیات « ریشه گرفتن » عکس عمل « به توان رساندن » می باشد. جذر حسابی: هر عدد مثبت دو جذر دارد که یکی مثبت است و دیگری منفی 0 جذر مثبت «جذر حسابی » نامیده می شود. عدد 5 جذر حسابی عدد 25 است و آنرا با نمایش می دهیم .« » فقط برای نمایش جذر مثبت 25 بکار می رود بنابراین می توان نوشت: نکته: توان دوم یک عدد را مجذور یا مربع آن عدد می نامند. یادآوری : 1- اعداد منفی جذر ندارند تعریف نشده است. با توجه به اینکه مجذور هر عدد همیشه یک عدد مثبت است می توان گفت که عدد ی وجود ندارد که مجذور آن 36- باشد. تعریف نشده است. 2- جمع و تفریق رادیکالها : برای اینکه دو رادیکال یا چند رادیکال با هم جمع و تفریق شوند لازم است که عبارت داخل رادیکال آن ها با هم برابر باشد. مثال Å یکی از رادیکال ها را می نویسیم ، سپس ضرایب آن ها را با هم جمع می کنیم. بنابراین می توان گفت: 3- ضرب و تقسیم رادیکال ها: برای ضرب و تقسیم دو رادیکال شباهت و یکسان بودن عبارتهای داخل رادیکال لازم نمی باشد. مثال یک رادیکال را می نو یسیم آنگاه مقدار داخل رادیکال را در هم ضرب می کنیم. اگر دو رادیکال ضریب داشته باشند ، اول ضرایب آن ها را در هم ضرب می کنیم. بنابراین می توان گفت: 4- اگر یک عدد مربع کامل باشد و بخواهیم جذر آن عدد را حساب کنیم ، کافی است پایه ها را نوشته و نمادها را نصف کنیم. مثال جذر عدد 900 را حساب کنید. 5- اگر یک عدد دلخواه مربع کامل باشد و بخواهیم جذر آن عدد را حساب کنیم ، کافی است ابتدا عدد مورد نظر را به عامل ها ی اول تجزیه کرده و سپس برای جذر گیری به ترتیب زیر عمل کنیم . پایه ها را نوشته نماها را نصف می کنیم. مثال Å جذر عدد 19600 را بدست آورید. حل : ابتدا عدد 19600 را به عوامل اول تجزیه می کنیم. ضرب و تقسیم رادیکال ها: برای ضرب و تقسیم دو رادیکال شباهت و یکسان بودن عبارتهای داخل رادیکال لازم نمی باشد. مثال Å یک رادیکال را می نو یسیم آنگاه مقدار داخل رادیکال را در هم ضرب می کنیم. اگر دو رادیکال ضریب داشته باشند ، اول ضرایب آن ها را در هم ضرب می کنیم. بنابراین می توان گفت: - اعداد منفی جذر ندارند تعریف نشده است. با توجه به اینکه مجذور هر عدد همیشه یک عدد مثبت است می توان گفت که عدد ی وجود ندارد که مجذور آن 36- باشد. تعریف نشده است. محاسبه جذر : در شکل زیر مجذور عدد 5 و 6 نمایش داده شده است با توجه به شکل می توان گفت: مربعی به مساحت 31 سانتی متر مربع را در نظر بگیرید می خواهیم اندازه ی ضلع مربع را بدست آوریم. حل : با توجه به اینکه 25 = 52 و 36 = 62 می توان گفت : عدد 31 بین دو مجذور 25 و 36 قرار دارد. 6> اندازه ضلع مربع > 5 بنابراین 6> > 5 به عبارت دیگر یعنی جذر عدد 31 دقیق نمی باشد و مقدار تقریبی است. برای بدست آوردن مقدار تقریبی جذر عدد 31 کافی است قسمت های باقی مانده را کنار بگذاریم. با صرف نظر کردن از مربع کوچک ایجاد شده می توان نوشت: 10 = 5 × 2 = طول مستطیل ( رنگ شده ) 6 = 25 – 31 = مساحت مستطیل (رنگ شده) بنابراین اندازه ی ضلع مربع که مساحت آن 31 سانتی متر مربع باشد ، تقریباً برابر است با 6/5. به عبارت دیگر برای محاسبه ی جذر تقریبی عدد 31 می توان به ترتیب زیر عمل کرد: برای محاسبه ی مقدار تقریبی عدد 31 ، باقیمانده ی جذر را بر دو برابر حاصل جذر تقسیم می کنیم. مثلث: مثلث یعنی سه گوشه ، هر سطح سه گوشه ، سه کرده شده در ریاضی اگر سه نقطه غیر واقع بر یک خط راست را دو به دو به هم وصل کنیم شکلی بدست می آید که آن را مثلث می گویند اجزای اصلی مثلث سه نقطه C , B , A را رأس های مثلث و سه ضلعی BC, AC , AB را اضلاع مثلث می گویند . سه ضلع و سه زاویه از اجزای اصلی مثلث می باشند اجزای فرعی مثلث : ارتفاع : پاره خطی که از رأس مثلث به ضلع مقابل آن عمود شود . نیم ساز : پاره خطی که زاویه مثلث را نصف کند و به ضلع مقابل آن محدود باشد . میانه : پاره خطی که رأس مثلث را به وسط ضلع مقابل آن وصل کند عمود منصف : عمود منصف هر ضلع مثلث خطی است که از وسط آن بگذرد و بر آن عمود باشد . انواع مثلت : مثلث متساوی الساقین: مثلثی که دو ضلع آن مساوی باشند . این دو ضلع مساوی را ساق و محل برخورد دو ساق را راس مثلث متساوی الساقین می نامند . ضلع سوم قاعده نام دارد . مثلث متساوی الاضلاع: مثلثی که سه ضلع آن مساوی باشند . مثلث قائم الزاویه: مثلثی که یک زاویه آن قائمه باشد . ضلع مقابل به زاویه قائمه را وتر گویند . BC وتر مثلث قائم الزاویه ABC است. مجموع زاویه های هر مثلث 180 درجه است . زاویه ی خارجی مثلث : اگر یکی از ضلع های مثلثی را امتداد دهیم ، امتداد این ضلع با ضلع دیگر مثلث زاویه ای را تشکیل می دهد که آن را زاویه خارجی مثلث می نامیم. مثال Å در شکل مقابل BÂX یک زاویه ی خارجی از مثلث ABC است به طورکلی : در هر مثلث یک زاویه ی خارجی با مجموع دو زاویه داخلی غیر مجاور آن مساوی است . زاویه های مجاور : مجاور به معنی همسایه است و در هندسه دو زاویه مجاور گویند هر گاه در همسایگی هم یک ضلع مشترک داشته باشند همچنین دو زاویه را غیرمجاور نامیم هر گاه مجاور هم نباشند . A۱و A۲ مجاور یکدیگرند. A۱با B و C غیر مجاور هستند. قواعد : 1- در مثلث قائم الزاویه ضلع مقابل به زاویه ی 30 درجه اندازه وتر است مثالÅ در شکل زیر اندازه ضلع AB را بدست آورید . .2- در مثلث قائم الزاویه میانه وارد بر وتر نصف وتر است مثال: چهار ضلعی ABDC مستطیل است 3-در مثلث قائم الزاویه اگر یک زاویه آن 15 درجه باشد ، ارتفاع وارد بر وتر است . 4- در مثلث قائم الزاویه ضلع مقابل به زاویه 45 در جه اندازه وتر است . 5-در مثلث قائم الزاویه ضلع مقابل به زاویه 60درجه اندازه وتر است . 6-در مثلث قائم الزاویه متساوی الساقین ارتفاع وارد بر وتر نصف وتر است 7- در مثلث قائم الزاویه مربع ارتفاع وارد بر وتر برابر است با حاصل ضرب دو قطعه ایجاد شده روی وتر . مثال Å با توجه به شکل مقابل اندازه ارتفاع AH را بدست آورید . حل: 8- مساحت هر مثلث با داشتن اندازه ی سه ضلع از دستور بدست می آید (a, b, c اضلاع مثلث و P نصف محیط مثلث می باشد ) مثال Å مساحت مثلث ABC را بدست آورید . وتر و یک زاویه تند (حاده): اگر وتر یک زاویه تند (حاده) از مثلث قائم الزاویه ای با وتر یک زاویه ی تند (حاده) از مثلث قائم الزاویه دیگری مساوی باشند ، آن دو مثلث مساوی اند . دو مثلث قائم الزاویه یABC و´A´B´C را با توجه به اینکه می باشد را در نظر بگیرید . از راه انطباق می توان مساوی بودن این دو مثلث را بررسی کرد . اگر مثلث´A´B´C را طوری رویABC قرار دهیم که زاویه ی ´B بر زاویه ی B و وتر ´B´C بر وتر BC منطبق شود، مشاهده می کنیم که دو مثلث بر هم منطبق می شوند . وتر و یک ضلع: اگر وتر و یک ضلع مثلث قائم الزاویه ای با وتر و یک ضلع مثلث قائم الزاویه دیگری مساوی باشند ، آن دو مثلث قائم الزاویه با هم مساویند . دو مثلث قائم الزاویه ی ABC و´A´B´C را با توجه به اینکه می باشد را در نظر بگیرید: با توجه به اینکه نقطه C روی عمود CA قرار دارد و از دو سر پاره خط ´BB به یک فاصله است . می توان گفتC یک نقطه از عمود منصف پاره خط ´BB است بنابراین CA عمود منصف پاره خط ´BB می باشد و می توان نوشت: ´BA = AB می دانیم : اگر دو مثلث دارای سه ضلع مساوی باشند با هم مساویند به این ترتیب می توان نوشت : خطوط موازی دو خط واقع بر یک صفحه را موازی می گوییم هر گاه آن دو خط بر هم منطبق باشند و یا هیچ نقطه ی مشترکی نداشته باشند .مانند دو خط1 d و2 d که با هم موازیند. می نویسیم: میخوانیم: خط های 1 d و 2 d با هم موازیند. زاویه ی خارجی مثلث : اگر یکی از ضلع های مثلثی را امتداد دهیم ، امتداد این ضلع با ضلع دیگر مثلث زاویه ای را تشکیل می دهد که آن را زاویه خارجی مثلث می نامیم. مثال در شکل مقابل BÂX یک زاویه ی خارجی از مثلث ABC است به طورکلی : در هر مثلث یک زاویه ی خارجی با مجموع دو زاویه داخلی غیر مجاور آن مساوی است . زاویه های مجاور : مجاور به معنی همسایه است و در هندسه دو زاویه مجاور گویند هر گاه در همسایگی هم یک ضلع مشترک داشته باشند همچنین دو زاویه را غیرمجاور نامیم هر گاه مجاور هم نباشند . A۱و A۲ مجاور یکدیگرند. A۱با B و C غیر مجاور هستند. چهار ضلعی ها: هر چهار ضلعی دارای چهار ضلع و چهار رأس می باشد. دو ضلع چهار ضلعی که در یک رأس مشترک باشند دو ضلع مجاور نام دارد. دو ضلع که نقطه مشترک ندارند ، دو ضلع مقابل نام دارد. انواع چهار ضلعی ها : 1) متوازی الاضلاع: چهار ضلعی است که اضلاع آن دو بدو موازی باشند خواص متوازی الاضلاع : در هر متوازی الاضلاع زاویه های مجاور مکمل اند و زاویه های مجاور مقابل مساویند . در هر متوازی الاضلاع ضلع های مقابل با هم برابرند. در هر متوازی الاضلاع قطر ها یکدیگر را نصف می کنند. 2) مستطیل: چهار ضلعی که تمام زاویه های آن قائمه باشد به عبارت دیگر مستطیل متوازی الاضلا عی است که یک زاویه ی قائمه داشته باشد . خواص مستطیل: چون مستطیل نوعی متوازیالاضلاع است پس تمام خواص متوازی الاضلاع را داراست . قطر های مستطیل با هم برابرند . 3) لوزی : چهار ضلعی که چهار ضلع آن مساوی باشند لوزی است . خواص لوزی: چون لوزی نوعی متوازی الاضلاع است پس همه ی خواص متوازی الاضلا ع را داراست . قطرهای لوزی بر هم عمودند هر قطر لوزی نیمساز دو زاویه ی مقابل لوزی است . 4) مربع : چهار ضلعی است که چهار ضلع آن مساوی و چهار زاویه ی آن قائمه هستند . بنابراین مربع هم نوعی لوزی، هم نوعی مستطیل و در نتیجه نوعی متوازی الاضلاع است. پس تمام خواص آن ها را داراست ذوزنقه : چهار ضلعی است که فقط دو ضلع آن با هم موازی باشند . در ذوزنقه دو ضلع موازی را قاعده و دو ضلع غیر موازی را ساق های ذوزنقه می گویند خواص ذوزنقه: در ذوزنقه زاویه های مجاور به هر ساق مکمل یکدیگرند انواع ذوزنقه : ذوزنقه قائم الزاویه : ذوزنقه ای است که یک ساق آن بر دو قاعده عمود شده باشد ذوزنقه متساوی الساقین : ذوزنقه ای است که دو ساق آن با هم برابر باشد . 1- مجموع زاویه های داخلی هر چهار ضلعی 360 است A+B+C+D=۳۶۰ 2- مجموع زاویه های خارجی هر n ضلعی 360 است . 3- هر گاه از رئوس یک چهار ضلعی چهار خط به موازات قطرها آن رسم کنیم متوازی الاضلا عی بدست می آید که مساحت آن دو برابر مساحت چهار ضلعی اولیه می باشد . 4- مجموع زوایای داخلی هر n ضلعی از دستور 180×( 2 n -) بدست می آید (n ضلعی محدب) مثال مجموع زوایای داخلی یک هشت ضلعی را بدست آورید . 1080 = 180×6= 180×(2-8) 5- اگز خطی دو خط موازی را قطع کند 8 زاویه به وجود می آید : که کلیه ی زاویه های تند باهم و کلیه ی زاویه ها ی باز با هم مساویند . عدد گویا : گویا صفت فاعلی از مصدر گفتن می باشد و در ریاضی هر عدد کسری مانند و یا هر عددی که بتوان آن را به شکل یک کسر نوشت را یک عدد گویا می نامیم. مانند 2- ، 0 ، 3+ ،2/3 -، 25/- که به ترتیب به شکل کسرهای می توان نوشت. به طور کلی هر عددی که بتوان آنرا به صورت کسر نوشت، به طوریکه صورت و مخرج آن متعلق به اعداد صحیح باشند و مخرج آن مخالف صفر باشد یک عدد گویا می گویند. مجموعه اعداد گویا را با حرف Q حرف اول کلمه ی Quotient به معنی «خارج قسمت» نمایش می دهند . قواعد حاکم بر عددهای گویا 1- بین هر دو عدد گویا بی شمار عدد گویا می توان یافت . مثال بین دو عدد گویا سه عدد دیگر بنویسید . ابتدا دو عدد را هم مخرج می کنیم . 2- اگر دو عدد گویا داشته باشیم عدد گویا ی بین این دو عدد است یعنی مثال بین دو عدد گویا چهار عدد دیگر بنویسید . حل : 3- اگر دو عدد گویا ی مساوی باشند ، آنگاه (خاصیت طرفین وسطین) مثال Å 4- اگر کسری برابر صفر باشد ، صورت آن برابر صفر است . مثال عدد x را بیابید به طوریکه حاصل برابر صفر باشد . حل : 5-اگر کسری برابر یک باشد ، صورت و مخرج آن برابرند . مثال عدد x را بیابید به طوریکه حاصل کسر برابر یک باشد . حل : 6- تقسیم عدد گویا : (روش دور در دور نزدیک در نزدیک ) مثال (روش دور در دور نزدیک در نزدیک ) 7-دو عدد گویا معکوس یکدیگرند ، هر گاه حاصل ضرب آن ها برابر یک باشد. مثال معکوس یکدیگرند . و . 8-در مورد کسر ها ی داریم : تساوی عددهای گویا : نقطه A در هر شکل چه عدد ی را مشخص می کند ؟ بین این عددها چه ارتباطی وجود دارد؟ قرینه یک عدد گویا : علامت یک کسر در هر یک از شکل های بالا عدد متناظر با بردار آبی 5- می باشد . اگر بردار آبی را به قسمتهای مساوی تقسیم کنیم متناظر با هر قسمت میتوان یک تساوی نوشت . از تساوی با لا می توان نتیجه گرفت : جبر : جبر به معنی ناچار کردن و کسی را به کاری به زور گماشتن می باشد و جبر و مقابله بخشی از ریاضی است که در آن برای حل مجهولات حروف و علامات را به جای اعداد به کار می برند . در جبر مجموعه ی اعداد و عملیات آن، به مجموعه ای دلخواه تعمیم داده می شود در جبر نتایج بدست آمده کلی هستند و در موارد گوناگون کاربرد دارند. عبارت 2 s=a یک نتیجه ی کلی در مورد مساحت مربع می باشد و این نتیجه ی کلی در موارد گوناگون به ما کمک می کند. مثال مساحت مربعی به ضلع را بدست آورید کاربرد حروف: کاربرد حروف یعنی به کار گرفتن ارقام و حروف به جای اشیاء که در حل مسائل ریاضی از جمله معماهای عددی بسیار مفید واقع می شود. به تساوی های بالا دقت کنید . این تساوی ها نشان می دهند که چگونه از ارقام و حروف به جای اشیاء استفاده می کنیم عبارت جبری: عبارتهایی نظیر 3a + ۲b + ۵- یا 2¡ که در آن ها با استفاده از حروف ، روابط بین اعداد را بررسی می کنند، عبارت جبری می نامیم. جلمه جبری: در عبارت جبری 3a + ۵lb + ۴a - ۳b هر کدام از عبارتهای -۳b ,۴a , ۵lb , ۳a یک جمله ی جبری است . هر جمله ی جبری از دو قسمت تشکیل می شود: قسمت حرفی و قسمت عددی (ضریب عددی ) مانند 3aکه در آن a قسمت حرفی و 3 ضریب عددی است. جمله های متشابه: در عبارتهای جبری ، دو یک جلمه ای را متشابه گوییم هر گاه قسمت حرفی آن ها یکسان باشند : مانند 3a , ۵a مثال Åدر عبارت جبری زیر جملات متشابه مشخص شده اند. مقدار عددی یک عبارت جبری به ازای مقادیر عددی مختلف که برای حروف معین می شود می توان مقدار عددی یک عبارت جبری را محاسبه کرد. مثال مقدار عددی عبارت جبری زیر را به ازای اعداد داده شده حساب کنید. معادله معادله به معنی برابر کردن، مساوی کردن، هم وزن کردن دو چیز و هم وزنی می باشد و در ریاضی تساوی دو عبارت جبری که به ازای مقادیر معینی صحیح باشد.به بیان ساده تر هر تساوی به صورتa + ۵ =۱۳ یا ۴x =۲۰ را یک معادله می نامیم که اولی به ازای عدد 8 و دومی به ازای عدد 5 صحیح است. به تساوی بالا دقت کنید اگر محیط این مثلث برابر 18 سانتیمتر باشد ، اندازه ی ضلع آن را پیدا کنید حل: با توجه به تساوی بالا معادله ی مقابل را می توان نوشت: ۳a = ۱۸ پس اندازه ی هر ضلع برابر 6 سانتیمتر می باشد روش حل یک معادله : عبارت جبری a + ۵ را در نظر بگیرید به ازای چه مقدار a مقدار عددی a + ۵ مساوی 12 می شود . یعنی a چه عددی باشد تا تساوی a + ۵ = ۱۲ درست باشد. مساحت: مساحت به معنی اندازه گرفتن زمین، پیمایش زمین، سطح محوطه و زمینی و سطح به معنی رویه، بالای هر چیز که هموار و پهن باشد؛ در اصطلاح هندسه اندازه ی سطح هر شکل هندسی را مساحت می نامیم. مساحت شکلهای هندسی: 1) مساحت مربع مجذور یک ضلع = مساحت مربع S = a۲ 2) مساحت مستطیل عرض × طول = مساحت مستطیل S = a × b = ab 3) مساحت متوازی الاضلاع ارتفاع × قاعده = مساحت متوازی الاضلاع S = a × h = ah 4) مثلث 2 ÷ ( ارتفاع × قاعده ) = مساحت مثلث S = ah 5) لوزی 2 ÷ ( حاصلضرب دو قطر ) = مساحت لوزی S = ab 6) ذوزنقه 2 ÷ { ارتفاع × ( قاعده ی کوچک + قاعده بزرگ ) } = مساحت ذوزنقه 7) دایره ۳/۱۴× شعاع × شعاع = مساحت دایره S =،۲ ۳/۱۴ مساحت دایره اگز یک دایره را به وسیله ی قطرهای آن به 6 قسمت مساوی تقسیم کنیم و با توجه به شکل زیر آنرا ببریم و کنار هم قرار دهیم، مساحت شکل حاصل با مساحت دایره برابر است. اگر دایره را به 12 قسمت مساوی تقسیم کنیم و قسمتها را کنار هم قرار دهیم شکل زیر بدست می آید. اگر دایره ای را به 24 قسمت مساوی تقسیم کنیم و قسمتها را کنار هم قرار دهیم شکل زیر بدست می آید. چنانکه مشاهده می کنید هر قدر تعداد قسمتها زیاد می شود شکل حاصل از کنار هم قرار دادن این قسمتها به یک مستطیل نزدیکتر می شود که مساحت آن با مساحت دایره برابر است. طول این مستطیل با نصف محیط دایره و عرض آن با شعاع دایره برابر است. پس، شعاع × نصف محیط دایره = مساحت دایره اندازه شعاع را باr ، عدد 14/3 را با و مساحت دایره را با A نشان دهیم. بنابراین، مساحت دایره برابر است با حاصلضرب عدد در مجذور شعاع تقارن : تقارن به معنی قرین شدن با یکدیگر، با هم یار و دوست گردیدن می باشد و در اصطلاح هندسه وجود تقارن نشان دهنده ی وجود قرینه شدن نسبت به یک نقطه یا نسبت به یک خط (محور) می باشد. تقارن محوری: چنانچه قرینه نسبت به یک خط وجود داشته باشد، تقارن را تقارن محوری نامند و خطی که شکل را به دو قسمت قرینه تقسیم می کند، «محور تقارن» آن شکل نامیده می شود. تقارن محوری تقارن مرکزی: چنانچه قرینه نسبت به یک نقطه وجود داشته باشد، تقارن را تقارن مرکزی نامند و آن نقطه که قرینه ی هر نقطه از شکل نسبت به آن، نقطه ای ازخود شکل است را «مرکز تقارن» می گوییم. تقارن مرکزی کاربرد تقارن: 1- تقارن نه فقط به عنوان یک مفهوم جالب و شگفت انگیز هندسی مورد توجه است ، بلکه وجود تقارن در ساختمان ملکولهای اجسام و بلورهای آن باعث می شود که دانشمندان بتوانند خواص این اجسام را به طور دقیق بررسی می کنند، اگر با کمی دقت به اطراف خود، به گیاهان، اجسام و موجودات نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که شکل بیشتر آن ها متقارن است و همین متقارن بودن زیبایی خاصی به آن ها بخشیده است. وجود تقارن در ساختمان بدن انسان نیز یکی ار عامل های اساسی زیبایی است. 2- هر قطر دایره یک محور تقارن برای دایره است. بنابراین دایره متقارن ترین شکل هاست. به همین دلیل افلاطون فیلسوف بزرگ یونانی دایره را زیباترین شکل مسطحه می نامد اشکالی که قابل قسمت به بخش های برابر قابل انطباق نباشند، نامتقارن نامیده می شوند. حجم : حجم به معنی برآمدگی و ستبری و جسامت چیزی است و در اصطلاح هندسه گنجایش و ظرفیت جسم و آن مقدار از فضا که جسم آنرا اشغال می کند ، می باشد. محاسبه ی حجم اجسام : حجم مکعبی به ضلع یک سانتیمتر یک سانتیمتر مکعب است. دستور محاسبه ی حجم : حجم هر یک از اجسام هندسی برابر است با: حاصلضرب مساحت قاعده آن در ارتفاع آن. مثال Åحجم شکل مقابل را حساب کنید. حل : مساحت مربع – مساحت مستطیل = مساحت قاعده 5 = (1 × 1) – (3 × 2) = (cm۳) (سانتیمتر مکعب) 50= 10×5 = ارتفاع × مساحت قاعده = حجم قواعد 1- حجم مکعبی به ضلع a برابر است با a3 . 2- مساحت جانبی مکعبی به ضلع a برابر است با 4a2 3- مساحت کل مکعبی به ضلع a برابر است با 6a2 4- اگر ضلع مکعبی را m برابر کنیم حجم آن 3 m برابر و مساحت جانبی و مساحت کل آن 2 m برابر می شود. مثال حجم مکعبی به ضلع a برابرa3 است . اگر ضلع مکعب را 4 برابر کنیم حجم و مساحت جانبی آن چند برابر می شوند؟ حل: حجم 64برابر می شود 43 =64 مساحت جانبی 16برابر می شود 42=16 5 – حجم منشور برابر است با حاصل ضرب مساحت قاعده در ارتفاع 6- مساحت جانبی منشور برابر است با محیط قاعده در ارتفاع 7- مساحت کل منشور برابر است با مساحت جانبی به اضافه ی مساحت دو قاعده مثال قاعده ی یک منشور سه پهلو مثلث قائم الزاویه است. که ضلعهای آن 3 و 4 و 5 سانتیمتر است. اگر ارتفاع منشور 10cm باشد ، حجم ، مساحت جانبی و مساحت کل منشور را حساب کنید؟ حل: 12 = 5 + 4 + 3 = محیط قاعده cm۳ (سانتیمتر مکعب ) 60 =10 × 6 = حجم منشور cm۳ (سانتیمتر مربع ) 120 =10 × 12 = مساحت جانبی cm۳ (سانتیمتر مربع ) 132 =(6 + 6) + 120 = مساحت کل منشور: منشور به معنی پراکنده، نشر شده، زنده شده، مبعوث است. در اصطلاح هندسه نام شکلی است که دو قاعده دارد که دو چند ضلعی مساوی هستند و بدنه ی منشور (سطح جانبی منشور) از مستطیل ها یا متوازی الاضلاع ها تشکیل شده است.
نظرات خوانندگان
می توانید در انجمنهای تخصصی ما ثبت نام کنید مطلب بفرستید و یا اگر سوالی دارید بپرسید تا جواب داده شود و اگر چیزی می خواهید که در توان ما باشد به آن عمل می کنیم و اگر جواب سوالی را می دانید به آن پاسخ بگویید و به معلومات ما بیفزائید.
اگر هم توانایی مدیریت هر کدام از بخشهای سایت را دارید به ما بگویید تا ابزار مدیریت ان بخش را در اختیار شما قرار بدهیم و از کنار هم بودن لذت ببریم
بر آن هستیم که در آینده ای نزدیک یک تیم بزرگ از متخصصان را در سایت دور هم جمع کنیم و سیستمهای طراحی وب سایت را در ایران گسترش بدهیم امیدوارم که شما نیز به جمع ما بپیوندید در روزهای آینده شاهد گردآوری بزرگترین تیم ایرانی خواهید بود.
.................::::::::::::::::::جذب مدیر فعال برای همه بخشهای انجمن:::::::::::::::::: .................
از کاربران عزیز و گرانقدری که تمایل به مدیریت بخشهای انجمن را دارند درخواست می شود که موضوع را با ما در میان بگذارند تا ابزارهای مدیریت انجمن ها برای آنها فعال شود. اگر سوالی دارید می توانید در انجمن های تخصصی ذکر کنید تا در اولین فرصت توسط مدیران و یا کاربران سایت به ان پاسخ داده شود. اگر هم جواب سوالی را می دانید خوشحال خواهیم شد که به آن پاسخ دهید و ما را نیز از دانش خود بی نیاز نفرمائید.
سایت ما تشکیل شده است از:
انجمن تخصصی دانشجویان
http://www.pnufa.com/
باشگاه خبری دانشجویان پیام نور با در اختیار داشتن چند هزار پایان نامه و مقالات عملی
http://www.pnublog.com
با تشکر بسیار فراوان
فارسی(فردوسی)
پیکره فردوسی از استاد صدیقی در میدان فردوسی شهر رم زادروز ۳۱۹ خورشیدی۳۲۹ هجری قمریتوس، خراسان درگذشت پیش از ۳۹۷ خورشیدی۴۱۱ هجری قمریتوس آرامگاه توس، خراسان۳٫۳۴″ ۳۱′ ۵۹°شرقی ۱۰٫۱۵″ ۲۹′ ۳۶°شمالی / ۵۹٫۵۱۷۵۹۴۴غرب ۳۶٫۴۸۶۱۵۲۸جنوب / -۵۹٫۵۱۷۵۹۴۴;-۳۶٫۴۸۶۱۵۲۸ محل زندگی توس، تابران[۱] ملیت ایرانی نامهای دیگر فردوسی پیشه شاعر سبک خراسانی لقب حکیم توس، حکیم سخن دوره فرمانروایی غزنویان مذهب شیعه[نیازمند منبع] آثار شاهنامه گفتاورد به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه بر نگذرد
حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۱۹ خورشیدی، ۳۲۹ هجری قمری - درگذشتهٔ پیش از ۳۹۷ خورشیدی، ۴۱۱ هجری قمری در توس خراسان)، سخنسرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایرانیان است. فردوسی را بزرگترین سرایندهٔ پارسیگو دانستهاند.[۲][۳] زایش و نام و نشان [ویرایش] بر پایه دیدگاه بیشتر پژوهشگران امروزی، فردوسی در سال ۳۲۹ هجری قمری برابر با ۳۱۹ خورشیدی (۹۴۰ میلادی) در روستای پاژ در شهرستان توس (طوس) در خراسان دیده به جهان گشود. سال زایش فردوسی در ۳۲۹ هجری قمری از آنجا دریافته شدهاست که در یکی از سرودههای فردوسی میتوان زمان چیرگی سلطان محمود غزنوی بر ایران در سال ۳۸۷ هجری قمری (برابر با ۳۷۵ خورشیدی) را دریافت کرد: بدانگه که بُد سال پنجاه و هشت نوانتر شدم چون جوانی گذشت فریدون بیداردل زنده شد زمین و زمان پیش او بنده شد و همچنین با درنگریستن به این که فردوسی در سال ۳۸۷ قمری، پنجاه و هشت ساله بودهاست، میتوان درست بودن این گمانه را پذیرفت. نظامی عروضی، نخستین پژوهندهای که دربارهٔ زندگی فردوسی جستاری نوشتهاست، زایش فردوسی را در ده «باز» (پاژ) دانستهاست. بنمایههای تازهتر روستاهای «شاداب» و «رزان» را نیز جایگاه زایش فردوسی دانستهاند اما بیشتر پژوهشگران امروزی این گمانهها را بیپایه میدانند. نام او همه جا ابوالقاسم فردوسی شناخته شدهاست. نام کوچک او را در بنمایههای کهنتر مانند عجایبالمخلوقات و تاریخ گزیده (حمدالله مستوفی) و سومین مقدمهٔ کهن شاهنامه، «حسن» نوشتهاند. منابع کماعتبارتر همچون ترجمهٔ عربی بنداری، مقدمهٔ دستنویس فلورانس و مقدمهٔ شاهنامه بایسنقری (و نوشتههای برگرفته از آن) نام او را «منصور» گفتهاند. نام پدر او نیز در تاریخ گزیده و سومین مقدمهٔ کهن شاهنامه «علی» گفته شدهاست. محمدامین ریاحی پس از بررسی کهنترین بنمایهها، نام «حسن بن علی» را پذیرفتنی دانستهاست، و این نام را با قرینههای دیگری که وابستگی او را به یکی از فرقههای تشیع میرساند، سازگارتر دانستهاست، هرچند که همچون بیشتر پژوهندگان زندگانی فردوسی، او را از هرگونه تعصب مذهبی برکنار دانستهاست.[۴][۵][۶] برای پدر فردوسی در بنمایههای کمارزشتر نامهای دیگری نیز آوردهاند، مانند: «مولانا احمد بن مولانا فرخ» (مقدمهٔ بایسنغری)، «فخرالدین احمد» (هفت اقلیم)، «فخرالدین احمد بن حکیم مولانا» (مجالس المؤمنین و مجمع الفصحا)، و «حسن اسحق شرفشاه» (تذکرة الشعراء). تئودور نولدکه در کتاب حماسهٔ ملی ایران درباره نادرست بودن نام «فخرالدین» نوشتهاست که دادن لقبهایی که به «الدین» پایان مییافتهاند در زمان آغاز نوجوانی فردوسی کاربرد پیدا کردهاست و ویژه «امیران مقتدر» بودهاست، از این رو پدر فردوسی نمیتوانسته چنین لقبی داشته باشد.[۷] پرورش و بالندگی [ویرایش] بر پایهٔ اشارههای ضمنی فردوسی دانسته شدهاست که او دهقان و دهقانزاده بود. دهقان در عصر فردوسی و در شاهنامهٔ او به معنی ایرانیتبار و نیز به معنی مالک روستا یا رئیس شهر بودهاست.[۸] در بارهٔ دوران کودکی و جوانی او نه خود شاعر سخنی گفته و نه در بنمایههای کهن جز افسانه و خیالبافی چیزی به چشم میخورد. با این حال از دقت در ساختار زبانی و بافت تاریخی-فرهنگی شاهنامه میتوان دریافت که او در دوران پرورش و بالندگی خویش از راه مطالعه و ژرفنگری در سرودهها و نوشتارهای پیشینیان خویش سرمایهٔ کلانی اندوخته که بعدها دستمایهٔ او در سرایش شاهنامه شدهاست.[۹] همچنین از شاهنامه این گونه برداشت کردهاند که فردوسی با زبان عربی و دیوانهای شاعران عرب و نیز با زبان پهلوی آشنا بودهاست.[۱۰] آغاز زندگی فردوسی همزمان با گونهای جنبش نوزایش در میان ایرانیان بود که از سدهٔ سوم هجری آغاز شده و دنباله و اوج آن به سدهٔ چهارم رسید، و گرانیگاه آن خراسان و سرزمینهای فرارود بود. در درازنای همین دو سده شمار چشمگیری از سرایندگان و نویسندگان پدید آمدند و با آفرینش ادبی خود زبان پارسی دری را که توانسته بود در برابر زبان عربی پایدار بماند، توانی روزافزون بخشیدند و به صورت زبان ادبی و فرهنگی درآوردند. فردوسی از همان روزگار کودکی بینندهٔ کوششهای مردم پیرامونش برای پاسداری ارزشهای دیرینه بود و خود نیز در چنان زمانه و زمینهای پا به پای بالندگی جسمی به فرهیختگی رسید و رهرو سختگام همان راه شد. [۱۱]. سرودههای جوانی [ویرایش] نمایی از داستانهای شاهنامه در آرامگاه فردوسی کودکی و جوانی فردوسی در زمان سامانیان سپری شد. شاهان سامانی از دوستداران ادب فارسی بودند. آغاز سرودن شاهنامه را بر پایهٔ شاهنامه ابومنصوری از زمان سی سالگی فردوسی میدانند، اما با درنگریستن به توانایی فردوسی میتوان چنین برداشت کرد که وی در جوانی نیز به سرایندگی میپرداختهاست و چه بسا سرودن بخشهایی از شاهنامه را در همان زمان و بر پایه داستانهای کهنی که در داستانهای گفتاری مردم جای داشتهاند، آغاز کردهاست.[۱۲] این گمانه میتواند یکی از سببهای ناهمگونیهای زیاد ویرایشهای دستنویس شاهنامه باشد، به این سان که ویرایشهای کهنتری از این داستانهای پراکنده دستمایه نسخهبرداران شده باشد. از میان داستانهایی که گمان میرود در زمان جوانی وی گفته شده باشد میتوان داستانهای بیژن و منیژه، رستم و اسفندیار، رستم و سهراب، داستان اکوان دیو و داستان سیاوش را نام برد. فردوسی پس از آگاهی یافتن از مرگ دقیقی توسی و نیمهکاره ماندن گشتاسبنامه سرودهٔ او (که به زمانهٔ زرتشت میپردازد)، به نگاشته شدن شاهنامه ابومنصوری که به نثر بوده و بنمایهٔ دقیقی توسی در سرودن گشتاسبنامه بودهاست پی برد و به دنبال آن به بخارا، پایتخت سامانیان («تختِ شاهِ جهان») رفت تا آن را بیابد و بازمانده آن را به شعر در آورد.[۱۳] فردوسی در این سفر «شاهنامهٔ ابومنصوری» را نیافت اما در بازگشت به توس، امیرک منصور، که از دوستان فردوسی بودهاست و «شاهنامه ابومنصوری» به دستور پدرش ابومنصور محمد بن عبدالرزاق یکپارچه و نوشته شده بود، نسخهای از آن را در اختیار فردوسی نهاد.[۱۴] سرایش شاهنامه [ویرایش] شاهنامه پرآوازهترین سرودهٔ فردوسی و یکی از بزرگترین نوشتههای ادبیات کهن پارسی میباشد. فردوسی سرودن شاهنامه را بر پایهٔ نوشتار ابومنصوری در حدود سال ۳۷۰ هجری قمری آغاز کرد و سر انجام آن را در تاریخ ۲۵ سپندارمذ سال ۳۸۴ هجری قمری (برابر با ۳۷۲ خورشیدی) با این بیتها به انجام رساند:[۱۵] سر آمد کنون قصهٔ یزدگرد به ماه سفندارمذ روز ارد ز هجرت سه صد سال و هشتاد و چار به نام جهان داور کردگار این ویرایش نخستین شاهنامه بود و فردوسی نزدیک به بیست سال دیگر در تکمیل و تهذیب آن کوشید. این سالها همزمان با برافتادن سامانیان و برآمدن سلطان محمود غزنوی بود. فردوسی در سال ۳۹۴ هجری قمری (برابر با ۳۸۲ خورشیدی) در سن شصت و پنج سالگی بر آن شد که شاهنامه را به سلطان محمود اهدا کند، و از این رو دست به کار تدوین ویرایش تازهای از شاهنامه شد.[۱۶] فردوسی در ویرایش دوم، بخشهای مربوط به پادشاهی ساسانیان را تکمیل کرد.[۱۷] پایان ویرایش دوم شاهنامه در سال ۴۰۰ هجری قمری در هفتاد و یک سالگی فردوسی بودهاست: چو سال اندر آمد به هفتاد و یک همی زیر بیت اندر آرم فلک ز هجرت شده پنج هشتاد بار به نام جهان داور کردگار فردوسی شاهنامه را در شش یا هفت دفتر به دربار غزنه نزد سلطان محمود فرستاد. به گفته خود فردوسی، سلطان محمود «نکرد اندر این داستانها نگاه» و پاداشی هم برای وی نفرستاد.[۱۸] از این رویداد تا پایان زندگانی، فردوسی بخشهای دیگری نیز به شاهنامه افزود که بیشتر در گله و انتقاد از محمود و تلخکامی سراینده از اوضاع زمانه بودهاست. در روزهای پایانی زندگی فردوسی از سن خود دو بار یاد کرده، و خود را هشتاد ساله و جای دیگر هفتاد و شش ساله خواندهاست: کنون عمر نزدیک هشتاد شد امیدم به یک باره بر باد شد کنون سالم آمد به هفتاد و شش غنوده همه چشم میشار فش درگذشت و آرامگاه [ویرایش] نوشتار اصلی: آرامگاه فردوسی آرامگاه فردوسی در توس خراسان. سال مرگ فردوسی تا چهار سده پس از زمان او در بنمایههای کهن نیامدهاست. نخستین نوشتهای که از زمان مرگ فردوسی یاد کرده مقدمه شاهنامه بایسنغری است که سال ۴۱۶ هجری قمری را آوردهاست. این دیباچه که امروزه بیپایه بودن نوشتارهای آن به اثبات رسیده از بنمایه دیگری یاد نکردهاست. تذکرهنویسان بعدی همین تاریخ را بازگو کردهاند. جدای از آن تذکرةالشعرای دولتشاه (که آن هم بسیار بیپایهاست) زمان مرگ او را در سال ۴۱۱ هجری قمری آوردهاست.[۱۹] محمدامین ریاحی، با درنگریستن در گفتههایی که فردوسی از سن و ناتوانی خود یاد کردهاست، این گونه نتیجهگیری کردهاست که فردوسی میبایستً پس از سال ۴۰۵ هجری قمری و پیش از سال ۴۱۱ هجری قمری از جهان رفته باشد.[۲۰] پس از مرگ، از به خاکسپاری پیکر فردوسی در گورستان مسلمانان جلوگیری شد[نیازمند منبع] و سرانجام در باغ خود وی یا دخترش در توس به خاک سپرده شد. چرایی به خاک سپرده نشدن او در گورستان مسلمانان را به سبب دشمنی یکی از دانشمندان کینهتوز توس (بر پایه چهار مقالهٔ نظامی عروضی) دانستهاند. عطار نیشابوری در اسرارنامه این داستان را اینگونه آوردهاست که «شیخ اکابر، ابوالقاسم» بر جنازهٔ فردوسی نماز نخواندهاست و حمدالله مستوفی در پیشگفتار ظفرنامه او را شیخ ابوالقاسم کُرّکانی دانستهاست که پیروان زیادی داشتهاست. برخی نویسندگان دیگر نام او را «ابوالقاسم گرگانی» یا «جرجانی» نیز آوردهاند که گمان میرودً عربیشده نام گرگانی باشد. ریاحی پیوند دادن آن رخداد را با کُرّکانی صوفی ناروا دانستهاست از آنجا که او در هنگام مرگ فردوسی نزدیک به سی سال داشتهاست.[نیازمند منبع] افسانههای زندگی فردوسی [ویرایش] آرامگاه فردوسی در توس خراسان افسانههای فراوانی دربارهٔ فردوسی و شاهنامه گفته شده که بیشتر به سبب شور و دلبستگی مردم دوستدار فردوسی و انگارپردازی شاهنامهخوانان پدید آمدهاند. بیپایه بودن بیشتر این افسانهها بهآسانی با بهرهگیری از بنمایههای تاریخی یا با بهرهگیری از سرودههای شاهنامه روشن میشود. از این دست میتوان داستان راه یافتن نسخه پهلوی شاهنامه از تیسفون به حجاز و حبشه و هند و سرانجام به ایران آمدنش به دست یعقوب لیث، داستان راه یافتن فردوسی به دربار سلطان محمود، رویارویی فردوسی با سه سراینده دربار غزنویان (عنصری، فرخی، و عسجدی)، داستانهای سفر فردوسی به غزنه یا ماندنش در غزنه، داستان فرار او به بغداد، هند، طبرستان، یا قهستان پس از نوشتن هجونامه، داستان پیشکش کردن شاهنامه به سلطان محمود به سبب نیازمندی و تنگدستی وی در فراهم آوردن جهیزیه برای دخترش، داستان فرستادن پیشکشی که سلطان محمود به فردوسی نوید آن را داده بودهاست به سان پول سیمین به جای زر به پیشنهاد احمد بن حسن میمندی و بخشیدن آن پاداش به فقاعفروش و حمامی به دست فردوسی و پشیمانی سلطان محمود و همزمانی رسیدن پاداش زر با مرگ فردوسی را نام برد. سرودههای فردوسی [ویرایش] تنها سرودهای که روشن شده از فردوسی است، خود شاهنامهاست (جدای از بیتهایی که خود او از سرودههای دقیقی دانستهاست. سرودههای دیگری نیز از فردوسی دانسته شدهاند مانند چند قطعه، چهار پاره، رباعی، قصیده، و غزل که پژوهشگران در این که سراینده آنها فردوسی باشد، بسیار دودل میباشند و به ویژه قصیدهها را سرودهٔ زمان صفویان میدانند[۲۱] سرودههای دیگری نیز از برای فردوسی دانسته شدهاند که بیشترشان بی پایه هستند. نامورترین آنها مثنویای به نام یوسف و زلیخا است[نیازمند منبع] که در مقدمه بایسنغری سرودهٔ فردوسی به شمار رفتهاست. اما این گمانه از سوی پژوهشگران نادرست دانسته شده و از آن میان مجتبی مینوی در سال ۱۳۵۵ هجری شمسی گویندهٔ آن را «ناظم بیمایهای به نام شمسی» یافتهاست. محمدامین ریاحی او را شرفالدین علی یزدی دانستهاست و بر این باور بودهاست که مقدمهٔ بایسنغری را هم همین نویسنده نوشته باشد [۲۲]. سرودهٔ دیگری که از فردوسی دانسته شدهاست «هجونامه»ای در نکوهش سلطان محمود است که به گفتار نظامی عروضی سد بیت بودهاست و شش بیت از آن به جای ماندهاست. ویرایشهای گوناگونی از این هجونامه در دست بودهاست که از ۳۲ بیت تا ۱۶۰ بیت داشتهاند. انتساب چنین هجونامهای را به فردوسی، برخی از پژوهشگران نادرست دانستهاند، مانند محمود شیرانی که با درنگریستن به این که بسیاری از بیتهای این هجونامه از خود شاهنامه یا مثنویهای دیگر آمدهاند و بیتهای دیگر نیز از دید ادبی کاستی دارند چنین نتیجهگیری کرد که این هجونامه ساختگی است[نیازمند منبع]. اما محمدامین ریاحی با درنگریستن به این که از این هجونامه در شهریارنامهٔ عثمان مختاری (از ستایشگران مسعود سوم غزنوی نوادهٔ محمود)، که پیش از چهار مقالهٔ نظامی عروضی نوشته شدهاست[نیازمند منبع]، نام برده شدهاست، سرودن هجونامهای توسط فردوسی را پذیرفتنی دانستهاست.[۲۳] دوستداران و دشمنان فردوسی [ویرایش] در همان سالهای آغازین پس از مرگ فردوسی ناسازگاری و کینه ورزی با شاهنامه آغاز شد که بیشتر به سبب سیاستهای ایرانستیزانه دربار عباسیان و مدارس نظامیه پدید آمد. سلطان محمود پس از چیرگی بر ری در سال ۴۲۰ ه. ق، مجدالدولهٔ دیلمی را به سبب خواندن شاهنامه سرزنش کرده است.[نیازمند منبع][۲۴] سعدی شیرازی (ابومحمد مُصلِح بن عَبدُالله)، نیز به نیکی و احترام از فردوسی، یاد میکند و بارها از نام قهرمانان کتاب شاهنامه در آثار خود نام برده است و حتی بیتی از شاهنامه را در کتاب بوستان عیناً نقل نموده که در اصطلاح ادبی به این کار «تضمین» میگویند: چه خوش گفت فردوسی پاکزاد که رحمت برآن تربت پاک باد میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جان شیرین و خوش است نویسندگانی نیز، مانند عبدالجلیل رازی قزوینی، نویسندهٔ کتاب النقض - که شیعه بودهاست - شاهنامه را «ستایش گبرکان» دانستهاند (همچنین عطار نیشابوری و خواندن آن را «بدعت و ضلالت». سرایندگان دیگری نیز از فرخی سیستانی («گفتا که شاهنامه دروغ است سربهسر») و معزی نیشابوری («من عجب دارم ز فردوسی که تا چندان دروغ/از کجا آورد و بیهوده چرا گفت آن سمر») گرفته تا انوری («در کمال بوعلی نقصان فردوسی نگر/هر کجا آید شفا شهنامه گو هرگز مباش») فردوسی را سرزنش کردهاند. گمان میرود[نیازمند منبع] که اینان برای خوشنودسازی سردمداران ایرانستیزی که از شاهنامهٔ فردوسی دل خوشی نداشتهاند، شاهنامه را دروغ، پر از کاستی، یا بیارزش دانستهاند.[نیازمند منبع] تا دو سده پس از فردوسی، در کتابهای تاریخ و بزرگان ادب که به دستور فرمانروایان و بزرگان زمانه و همساز با پسند دیوانیان و اهل مدرسه تألیف میشدهاست، نامی از فردوسی نیستT، و از همین رو در کتابهایی چون تاریخ یمینی، زینالاخبار، تاریخ بیهقی، یتیمهالدهر و انساب سمعانی نامی و نشانهای از بزرگترین شاعر آن عصر و رویدادهای زندگی او نیست.[۲۵] جدا از سکوت عمدی که تا دویست سال پس از مرگ فردوسی دربارهٔ او برجای بودهاست و به سبب آن بسیاری از نویسندگان و سرایندگان نامی از فردوسی یا شاهنامه نیاوردهاند، در سرزمینهای دورتر از بغداد که خلافت عباسی بر آنها چیرگی کمتری داشت، از شبهقاره هند گرفته تا سیستان، آذربایجان، اران، و آسیای صغیر، نویسندگان و شاعرانی از فردوسی یاد کردهاند و یا او را ستودهاند. برای نمونه مسعود سعد سلمان گزیدهای از شاهنامه گرد آورد و نظامی عروضی در میانههای سده ششم هجری نخستین زندگینامه از فردوسی را در چهار مقاله نوشت. در نزدیکی سال ۶۲۰ ه. ق نیز کوتاهای از شاهنامه در شام به دست بنداری اصفهانی به عربی برگردانده شد.[نیازمند منبع] پس از یورش مغول و نابودی عباسیان، پرداختن به شاهنامه در نزد درباریان نیز افزایش یافت و از این دست حمدالله مستوفی در آغازه سده هشتم هجری در زمان ایلخانان، ویرایشی از شاهنامه بر پایهٔ چندین نسخهای که یافته بود، پدید آورد. در زمان تیموریان نیز، در سال ۸۲۹ ه. ق در هرات، به دستور شاهزادهٔ تیموری بایسنغر میرزا ویرایشی نگارهدار از شاهنامه پدید آورده شد که گمان میرود بسیاری از نسخههای موجود شاهنامه از روی آن نوشته شدهاست.[نیازمند منبع] منم بنده ی اهل بیت نبی ستاینده ی خاک و پای وصی حکیم این جهان را چو دریا نهاد برانگیخته موج ازو تندباد چو هفتاد کشتی برو ساخته همه بادبانها برافراخته یکی پهن کشتی بسان عروس بیاراسته همچو چشم خروس محمد بدو اندرون با علی همان اهل بیت نبی و ولی خردمند کز دور دریا بدید کرانه نه پیدا و بن ناپدید بدانست کو موج خواهد زدن کس از غرق بیرون نخواهد شدن به دل گفت اگر با نبی و وصی شوم غرقه دارم دو یار وفی صفویان با درنگریستن به این که خودشان مانند فردوسی شیعه و ایرانی بودند، نگرش ویژهای به فردوسی داشتند.[نیازمند منبع] فردوسیپژوهی [ویرایش] پس از تلاش حمدالله مستوفی در ویرایش شاهنامه در سده هشتم و شاهنامهٔ بایسنغری در سده نهم هجری، نخستین ویرایش شاهنامه در کلکته انجام گرفت که بار نخست خرد بود و در ۱۸۱۱ میلادی (توسط ماثیو لمسدن) و بار دوم یکپارچه و همه جانبه در ۱۸۲۹ میلادی (به ویرایش ترنر ماکان انگلیسی) چاپ شد. از ویرایشگران دیگر شاهنامه میتوان از ژول مول فرانسوی، وولرس و لاندوئر هلندی، ی. ا. برتلس روس، نام برد. از ویراستاران ایرانی شاهنامه میتوان عبدالحسین نوشین، مجتبی مینوی، جلال خالقی مطلق، فریدون جنیدی و مصطفی جیحونی را نام برد. از آن میان، جلال خالقی مطلق، بازنگرانهترین ویرایش شاهنامه را همراه با پژوهشها و یادداشتهای فراوان پدید آوردهاست و به گفتهٔ برخی بهترین ویرایش از شاهنامهاست. شاهنامهٔ ویراستهٔ جلال خالقی مطلق در ۸ جلد زیر نظر احسان یارشاطر در نیویورک به چاپ رسیدهاست. [۲۶][۲۷] از سدهٔ نوزدهم میلادی به این سو پژوهشهای فراوانی دربارهٔ فردوسی و شاهنامه انجام گرفتهاست. ژول مول، تئودور نولدکه، سید حسن تقیزاده، هانری ماسه، فریتز ولف، ملکالشعرا بهار، محمد قزوینی، مجتبی مینوی، محمدامین ریاحی، محمدعلی اسلامی ندوشن و شاهرخ مسکوب از شناختهترین پژوهشگران دربارهٔ فردوسی و شاهنامه هستند.[۲۸] جایگاه جهانی فردوسی [ویرایش] نام و آوازه فردوسی در همه جای جهان شناخته شده و ستوده شدهاست.[نیازمند منبع] شاهنامهٔ فردوسی به بسیاری از زبانهای زنده جهان برگردانده شدهاست. هانس هاینریش شدر ایران شناس آلمانی در سخنرانی که در کنگره فردوسی در ۲۷ سپتامبر سال ۱۹۳۴ میلادی (۵ مهرماه ۱۳۱۳ خورشیدی) به پاس هزاره فردوسی و در شهر برلین بر پا شده بود، میگوید چیرگی بر ایران بدست مغولان و از میان رفتن توان ایران پس از یک سده رهایی از چیرگی بیگانگان از سببهای گرایش ایرانیان به شاهنامه و تلاش برای بازیابی کیستی (هویت) فراموش شده خویش میباشد. همچنین وی همانندی روزگار ایرانیان در زمان فردوسی با آلمان سده نوزدهم را چرایی گرایش اندیشمندان آن کشور به شاهنامه فردوسی و برگردان آن به آلمانی میداند.[۲۹] اما به گفته بسیاری از پژوهشگران ایران فردوسی بزرگترین رزمنامه جهان را پدید آورده که دربردارنده تاریخ جهان باستان است. تندیسهای فردوسی [ویرایش] سنگ مزار فردوسی تندیسهای زیادی از فردوسی ساخته شده که شاید کهنترین آنها تندیس باغ نگارستان باشد[نیازمند منبع]. تندیسهای دیگر: تندیس میدان فردوسی تهران، تندیس دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، تندیس دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد، تندیس رم ایتالیا و تندیس آرامگاه فردوسی. بزرگداشت و گرامیداشت فردوسی [ویرایش] در ایران روز ۲۵ اردیبهشت به نام روز بزرگداشت فردوسی نامگذاری شدهاست.[۳۰] هر سال در این روز آیینهای بزرگداشت فردوسی و شاهنامه در دانشگاهها و نهادهای پژوهشی برگزار میشود. سکههای آراسته به نقش آرامگاه فردوسی سکههای ۱۰ ریالی برنز ایران از سال ۱۳۷۱ خورشیدی تا ۱۳۷۶ خورشیدی آراسته به نقش آرامگاه فردوسی است. نمونه سرودهها [ویرایش] نباشد همی نیک و بد پایدار همان به که نیکی بود یادگار دراز است دست فلک بر بدی همه نیکویی کن اگر بخردی چو نیکی کنی، نیکی آید برت بدی را بدی باشد اندرخورت چو نیکی نمایدت کیهانخدای تو با هر کسی نیز، نیکی نمای مکن بد، که بینی به فرجام بد ز بد گردد اندر جهان، نام بد به نیکی بباید تن آراستن که نیکی نشاید ز کس خواستن وگر بد کنی، جز بدی ندروی شبی در جهان شادمان نغنوی نمانیم کین بوم ویران کنند همی غارت از شهر ایران کنند نخوانند بر ما کسی آفرین چو ویران بود بوم ایران زمین دریغ است ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود
انگلیسی(نمونه سئوال)
|
آزمون زبان انگليسي كلاسهاي دوم تا انتهاي درس 6 نام و نام خانوادگي: ...................................... كلاس دوّم: ........................ مدرسه راهنمايي: ....................... دي ماه 88 مدت آزمون 80 دقيقه تعداد صفحه :4 صفحه 1 | ||||||||||||||
|
(Spelling 6 points) لف) املاء : 1- با توجه به تصوير حروف افتاده كلمات را كامل كنيد. (نمره2)
1. h – ndr – d 2. p – l – c – man 3. sh – p 4. b – rd 2 - حروف افتاده در كلمات را در جملات كامل كنيد.(نمره4) 5. I have a br – wn scarf. 6. It's We – nesday. 7. I eat d – n – er at 8:30 every night. 8. You're w – lc – me. 9. That shirt is yell – w. 10. T – ank God, you are all right. 11.There are tw – lve books on the desk. 12.There are three sol – ers in the picture. | ||||||||||||||
|
(Vocabulary 10 points)
breakfast - white - over - many - minutes
13. Ali's jacket is black and his T-shirt is …………… . 14. There are ………… books in the library. 15.They eat …………… at 8 every morning. 16. Please go ……….. there. 2- با استفاده دانش واژگاني خويش جملات را كامل كنيد.(نمره2) 17.Today is Thursday. Tomorrow is ……………… . 18. Excuse …………… Have you a red pen. 19. Let's …………… a taxi. 20. Saturday – Sunday - Monday - ……………
3- با توجه به تصاوير جملات زير را كامل كنيد.(نمره2) 21. There are many ………… in this …………… . 22. Please …………… to …………… at 10:00. | ||||||||||||||
|
4- زير كلمات ناهماهنگ از نظر معني خط بكشيد.(نمره2) 23.Friday- Monday- Sunday- every day 24.morning - day - evening- afternoon | ||||||||||||||
|
5- ابتداي جملات را به انتهايشان وصل كنيد.(نمره2) 25. My father listens …………… . a) Rahim 26. Ali goes to school.................. b) sit down 27. What's your brother's name ? His name is ……… . c) to the radio at 12 28. Don't stand up. Please ………… d) by bus | ||||||||||||||
|
پ) ساختارهاي دستوري (structure 12 points) 1- با استفاده از دانش گرامري خود جملات زير را كامل كنيد.(نمره2) 29. Is it your car ? Yes, it's ………… car. 30. Let's sit ………… the bench. 2- جاهاي خالي را با استفاده از جملات قسمت اول كامل كنيد.(نمره 2) 31. It's ten forty five. . It's a …………… to …………… 32. The policeman has a blue car…………… car is ……………… 3- گزينه مناسب را انتخاب از داخل پرانتز كنيد.(نمره2) 33. These are ………… . (black shoe - black shoes - shoes black) 34. What time is it ? It's ten minutes ………… twelve. ( to - at – in ) 35. Mina's brother ………… to school at 7:30 every day. ( go - goes - to go) 36. Is …………… a notebook on the desk ? ( they-the- there) 4- با استفاده از كلمات پراكنده جمله درست كنيد.(نمره2) 37. ears – two – eyes – two – have – we - and. ……………………………………………………………………………………………………… 38. in the- play- please- football- , - don't- street. ……………………………………………………………………………………………………
نام و نام خانوادگی: صفحه 3 : 5- با توجه به تصاوير، به سوال 39 پاسخ دهيد و براي پاسخ 40 سوال بسازيد.( نمره2 ) 39. What time is it ? Past /to كامپيوتري 40. A: …………………………………………………………………………… ? B : Yes, there are many trees in the park. | ||||||||||||||
|
6- با توجه به تصوير جاهاي خالي را كامل كنيد.(نمره1)
42. He studies ………… . 41. They are many ………………… on the tree.
43. She has a green dress.(they) …………………………………………………………………………… | ||||||||||||||
|
ت) درك مطلب (Reading Comprehension 7 points) 1- شماره جملهي مربوط به هر تصوير را زير آن بنويسيد.(نمره2)
( ( ) ( ) ( ) ( ) 44. They watch TV at home. 45. He gets up at five o'clock 46. He prays every day. 47. The teacher is in the classroom.
2- متن زير را به دقت خوانده و به سوالات خواسته شده پاسخ دهيد. This is a picture of a house. There are many trees in the picture. They are green. The house has a black door. It has four white windows. It has many walls. They are brown. It is Mr. Amini's house.
1 – با توجه به متن فوق در مقابل جملهي درست T و در مقابل جمله غلط F بنويسيد.(نمره1 ) 48.The house has four walls. ………… 49. The walls are brown. ………….
2- با توجه به متن فوق، گزينه مناسب را انتخاب كنيد.(نمره2) 50. The windows are …………… . a) green b) white c) brown 51. Mr. Amini has a …………… . a) picture b) house c) tree 3 – با توجه به متن فوق، به سوالها پاسخ كامل دهيد.(نمره2) 52. What colour are the trees ? ……………………………………………………………… 53. Whose house is it ? ………………………………………………………………………… | ||||||||||||||
|
( Language Functions ) ث) مكالمه : مكالمه زير را باستفاده از كلمات داخل مستطيل كامل كنيد. (3 نمره)
walk Goodbye my go see But Akbar : Hi 54. Mansoor : This is ……… school. 55. Akbar : I ……… to Farabi School. 56. Mansoor : I ……… to school every day. 57. Akbar : ………. I go by bus. 58. Mansoor : Nice to ……… you. 59. Akbar : ....................... See you tomorrow. | ||||||||||||||
|
2- جاي خالي مكالمه كوتاه زير را كامل كنيد. (1 نمره) 60. A: .............................. are your pens ? B: They're red. A: Here you are. B: You're ……………… . | ||||||||||||||
|
ج) تلفظ: (Pronunciation) در هر گروه، كدام كلمه از نظر تلفظ با بقيه متفاوت است؟ زيرش خط بکشيد. (1 نمره) 61. hat – map – cap- late 62.good- door- look- book | ||||||||||||||
|
| ||||||||||||||
|
In the Name of God آزمون زبان انگليسي پايه سوم راهنمائي در نوبت اول نام و نام خانوادگي:..... كلاس سوم: ............. نام مدرسه:............... دي ماه 88 مدت آزمون 90 دقيقه تعداد صفحه :4 صفحه 1 | ||||||||||||||
|
الف) املاء : spelling (6 points) 1- املاي درست تصاوير را به طور كامل در پاسخنامه بنويسيد.(نمره2)
1. fl – wer 2. k – tchen 3. airpl – ne 4. whe – l 2- املاي كامل كلمات ناقص را در پاسخنامه بنويسيد.(4 نمره) 5. She ar – ived home at 10:30 . 6. He has a bea – tiful car. 7. How much is a tick – t ? 8. They drink some cof – ee every day. 9.He enj – ys the film. 10. They usual – y gets up at 6:30. 11. You see some pe – ple in it. 12. Last sum – er my friend, Nahid, went to Shiraz.
| ||||||||||||||
|
واژگان: Vocabulary (10 points) ب) كلمه ناهماهنگ را از نظر معني مشخص كنيد.(نمره2) 13.tiger – rice – food - meat 14. news –week- month -year 15. after- always- never- often 16. water- milk- cheese- tea | ||||||||||||||
|
پ) جملات زير را با استفاده از معلومات خود كامل كنيد.(نمره2) 17. Your father and your mother are your ………… . 18. He isn't old. He is ……………… . 19. What does your brother …………… ? He's fat and old. 20. We learn many thing from the ………… .
ت) جملات زير را با استفاده از كلمات داده شده كامل كنيد. ( نمره 2 ) (questions- wild- famous- sunrise- finish) 21. Mina's father gets up before………… 22.The teacher asked him a lot of ………… 23.We have a garden. It's ............... for its apples. 24. Lions are .............. animals. | ||||||||||||||
|
ث) متضاد كلمات ستون A را از ستون B پيدا كرده و بنويسيد.(نمره2)
ج) با توجه به تصوير جملات را كامل كنيد.(نمره 1)
29. He is …………… a horse. 30. It is a nice ………… . چ) در جاهاي خالي كلمه مناسب بنويسيد.(اولين حرف كلمه داده شده است.)(نمره1) 31. That is the r – – – of the house. 32. He drinks some m – – – every day.
| ||||||||||||||
|
نكات دستوري: (Structures 10 points) ح) جاهاي خالي را با دانش گرامري خود كامل كنيد.(نمره2). 33. My father …………… car is new. 34. I…………. watch TV Last night. 35. How …………. is this scarf ? 36. Do you see that man ? Yes, I see ………… .
خ) با كلمات پراكنده زير جمله صحيح بسازيد.(نمره2) 37.didn't - after – I - sunrise- wake up. ……………………………………………………………………………………… 38. we – to – on Fridays – go – school – never. ………………………………………………………………………………………
د) با توجه به تصاوير به سوالات پاسخ كامل دهيد.(نمره2) 39.Where did you go last Friday ? ………………………………………………………………………………………
40. How much tea is there in the cup ? ………………………………………………………………………………………
| ||||||||||||||
|
د) پاسخ صحيح را انتخاب كنيد.(نمره2) 41.Did he (visiting – visits – visit) her friends ? 42. She needs (a few – a little – many) butter. 43. He (never go – goes never – never goes) to school late. 44. Maryam (left – leave – leaves)home at 7:30 yesterday morning. 45. The door of Mild (of - 's – for) car is open. 46. I see (two boys fat – fat two boys – two fat boys) 47. Do you see the bus ? Yes ' I see (its – it – them)
| ||||||||||||||
حرفه و فن(نواع پی ها)
|
عربی(اسم)
مؤنث: بعضي اسمها به حرف «ة» ختم مي شوند که به اين اسمها مؤنث مي گوييم.
مانند: الجنّة ، آية
مذکر : به بيشتر اسم هايي که داراي اين علامت نيستند مذکر مي گوئيم.
مانند : ربّ – العالمين – يوم
اسم اشاره
مذکر
هذا (اسم اشاره به نزديک) مانند : هذا صِراطُ مستقيم.
ذلک (اسم اشاره به دور) مانند : ذلک فَضْلُ الله .
مؤنث
هذه (اسم اشاره به نزديک ) مانند : لا تَقْرَبا هذه الشَّجَرة .
تلک (اسم اشاره به دور ) مانند : تلک ، الْجَنَّة ُ .... .
اسم اشاره مثني:
الف) مذکر :
هذان - هذين
ب) مؤنث :
هاتان – هاتين
اسم اشاره جمع :
الف ) مذکر – هؤلاء
ب ) مؤنث – اولئک
کلمات پرسشي:
هل = آيا ؟ -> هل انتم مسلمون ؟
ما = چه چيزي ؟ -> أين بقيّة الله ؟
مَن = که، چه کسي ؟ -> مَنْ المُؤمِنُ؟
أين = کجا -> ما هذا ؟
کلمات جواب:
در جواب پرسش هايي که با «هل» آغاز مي شوند:
نعم – لا
در جواب پرسش هايي که با «أينَ» آغاز مي شوند.
تحت – فوق – جَنْب – أمام – خَلْف – علي – في
اسم:
الف) مفرد : اسمهايي که براي يک نفر يا يک چيز به کار مي رود.
مانند : ايمان، مؤمن – شاکر
ب ) مثني : اسمهايي که براي دو نفر يا دو چيز به کار مي رود، که براي مثني کردن از علامت «ان» يا «يْنِ» استفاده مي کنيم.
مانند : صديقانِ مُسْلِمَيْنِ
ج) جمع : اسمهايي که براي چند نفر يا چند چيز به کار مي رود، که براي جمع کردن از علامت «ونَ» يا «ين» يا «ات» استفاده مي کنيم.
مانند : المومنون – المؤمنين – المؤمنات –
اسمهاي جمع :
الف ) جمع مذکر سالم: اسمهايي که با علامت «ونَ» و «ين» بسته مي شوند، فقط براي مذکر به کار مي روند.
مانند : المؤمنون َ – المؤمنين َ
ب ) جمع مؤنث سالم: اسمهايي که با «ات» جمه بسته مي شوند، غالباً براي مؤنث (انسان و غيرانسان) به کار مي روند.
مانند : المؤمنات
ج ) جمع مکسر: با تغيير دادن حروف و حرکات اسم مفرد، جمع مکسر ايجاد مي شود (انسان و غير انسان).
مانند: تلاميذ
کلمه:
الف ) اسم : براي معرفي اشياء و اشخاص به کار مي رود.
مانند : علي، حسن
ب ) فعل: داراي زمان و مفهوم انجام کار يا داشتن حالت است.
مانند : ذَهَبَ، کَتَبَ
ج ) حرف: حرفها غالباً همراه اسم يا فعل بکار مي روند.
مانند: في الصَفِ، عَلي المِنضَدَة.
علامت اسم:
الف ) ال -> مانند : هذا کِتابُ مُصَدِقُ .
ب ) تنوين -> مانند : خَلَقَ اللّهُ السّماواتِ و الارْضَ بالْحَقّ.
عربی(قواعد)
قواعد
۱. اگر به فعل ماضي (که داراي ۳ حرف مي باشد) «ت» را اضافه کنيد آن فعل را مي توان براي مؤنث ها به کار برد، «تْ» علامت مؤنث است.
مانند : آمَنَتْ طائفَةُ .... و کَفَرَتْ طائفَةُ .
۲.ضمير : کلمه اي است که به جاي «اسم» قرار مي گيرد.
ضمير :
الف) مفرد
ب) مثني
ج) جمع
هو : ضمير «هو» براي مفرد مذکر به کار مي رود و به جاي اسم مفرد مذکر غايب قرار مي گيرد. و به معني «او» مي باشد.
هي: ضمير «هي» براي مفرد مؤنث به کار مي رود و به جاي اسم مفرد مؤنث غايب قرار مي گيرد و به معني «او» مي باشد.
مانند : هوَ مؤمَنُ (درباره انسان نيکوکار)
هي حيّةُ (درباره عصاي حضرت موسي عليه السلام)
عربی (فعل ها)
– فعل مثناي غايب :
الف ) ا = مثناي مذکر -> مانند : کَتَبا ، جَلَسا
ب ) تا = مثناي مؤنث -> مانند : کَتَبتا ، جَلَستا
۲– فعل جمع غايب :
الف ) و = جمع مذکر غايب-> مانند : خَرَجوا ، جَلَسوا
ب ) ن = جمع مؤنث غايب -> مانند : خَرَجْن َ ، جَلَسْنَ
۳– ضماير :
هما = ضمير مثناي غايب است و براي مذکر و مؤنث به طور يکسان به کار مي رود.
مانند : هُما ذَهَبا، هما ذَهَبَتا
هم = ضمير جمع مذکر غايب است و با فعلهايي که داراي علامت «وا» هستند به کار مي رود. مانند : هم کَتَبوا
هن = ضمير جمع مؤنث غايب است و با فعلهايي که داراي علامت «ن» هستند به کار مي رود. مانند : هنَّ کَتَبْنَ
۴– ضمير «هما» يعني آن دو نفر، ضمير «هم» و «هنَّ» يعني آنان
– فعلهايي که به «تَ» ختم مي شوند، فعل ماضي مفرد مذکر مخاطب هستند و «أنْتَ» ضمير آن است.
مانند : أنتَ امَرْتَ بالْمعروف و نَهَيْتَ عن الْمنَکَر.
۲– فعلهايي که به «تِ» ختم مي شوند، فعل ماضي مفرد مؤنث مخاطب هستند و «أنتِ» (تو) ضمير آن است.
مانند: أنتِ أمَرْتِ بالْمعروف و نَهَيْتِ عن الْمنْکَرِ.
.«تما» علامت صيغه مثناي مخاطب (مذکر و مؤنث) . ضمير آن «أَنْتما»
۲. تم = علامت صيغه جمع مذکر مخاطب . ضمير آن «أَنْتمْ»
۳. تن = علامت صيغه جمع مؤنث مخاطب . ضمير آن «أَنْتنَّ»
۳– اين سه ضمير علاوه بر اينکه براي اين سه صيغه به کار مي رود از لحاظ آهنگ ظاهري نيز مثل هم است.
أَنْتما – کتبتما
أَنْتم – کتبتم
أَنْتن – کَتَبْتنّ
. فعل متکلم الوحده به «تُ» ختم مي شود و ضمير آن «أنا» مي باشد.
مانند : أَنا ذَهَبْتُ
۲. فعل متکلم مع الغير به «نا» ختم مي شود و ضمير آن «نحن» مي باشد.
جغرافی(کره ی جغرافیایی)
از کره ی جغرافیایی چه می آموزیم ؟
به آب های بسیار پهناور و وسیع سطح کره ی زمین اقیانوس می گویند .
در میان آب ها ، خشکی های بزرگی وجود دارد که به آنها قاره می گویند .
71 درصد از سطح زمین را آب فراگرفته است.
به نظر شما چند درصد از سطح زمین را خشکی ها تشکیل می دهند ؟
.بیشتر خشکی های کره ی زمین در کرهی شمالی قرار دارند.
آسیا اروپا و آفریقا سه قاره نزدیک به هم هستند .
مساحت کره ی زمین 510 میلیون کیلومتر مربع است .
جغرافی(توضیح کامل دروس مربوطه فصل آسیا)
آسیا کجاست ؟
آسیا پهناورترین قاره ی جهان است .
قاره ی آسیا تقریباً خشکی های جهان را در بر می گیرد .
بلندترین کوه ها، پست ترین نقاط و پهناورترین جلگه های زمین در قاره ی آسیا واقع شده اند .
بیش از نیمی از جمعیت کره ی زمین در قاره ی آسیا به سر می برند .
پر جمعیت ترین کشورهای جهان در قاره ی آسیا قرار دارند .
قاره ی آسیا از شمال به اقیانوس منجمد شمالی و از جنوب به اقیانوس هند و از طرف شرق به اقیانوس آرام محدود می شود .
موقعیت : قاره آسیا در محل تنگه برینگ از آمریکای شمالی و در محل کانال سوئز از آفریقا جدا می شود همچنین کوه های اورال مرز بین دو قاره ی آسیا و اروپا را تعیین می کند .
ناهمواریهای آسیا :
-ناهمواری های آسیا را به سه بخش تقسیم می کنند:
1- فلات های بلند و کوه هایی با ارتفاع زیاد.
2- سرزمین های پهناور و پست جلگه ای در شمال و جنوب آسیا:
3- سرزمین های دارای کوه آتش فشان:
آیا آسیا قاره ی فلات های بلند و جلگه های پهناور است؟
همانطور که در درس قبل اشاره نمودیم ناهمواریهای آسیا را به سه بخش می توان تقسیم کرد :
1- فلات های بلند و کوههای با ارتفاع زیاد در حاشیه همه فلاتها بلند آسیا رشته کوههایی وجود دارد . رشته کوه بسیار بلند هیمالیا در جنوب فلات تبت واقع است . بلند ترین قله ی جهان اورست با 8848 متر ارتفاع در این رشته کوه قرار دارد کوهنوردان ایرانی درسال 1377 موفق شدند به قله اورست صعود کنند . راه معروف بازرگانی مرسوم به جاده ابریشم از گذر گاه ها و تنگه های طبیعی میان رشته کوهها هیمالیا عبور می کرده است .
2- سرزمین های پهناور و پست جلگه ای در شمال و جنوب آسیا :
به نقشه روبرو نگاه کنید. جلگه سیبری بین کدام رود و کدام رشته کوه قرار دارد؟
دریای مازندران و دریاچه ی آرال هر دو باقی مانده دریای کم عمق و وسیع بنام تتیس هستند.
در مشرق جلگه های سیبری فلات کم ارتفاع سیبری وجود دارد که یخبندان های طولانی در طی هزاران سال باعث متلاشی شدن سنگ های آن شده است.
از ته نشین شدن آبرفت رود ها ی بزرگ که از بین رشته کوهها حرکت کرده اند با گذشت زمان جلگه هایی پدید آمده است .
مثلاً جلگه ی عراق از آبرفت رودهای دجله و فرات، جلگه حاصلخیز گنگ و سند از رودهای بزرگ گنگ و سند پدید آمده اند.
در چین نیز رودها نقش مهمی در به وجود آوردن جلگه های پهناور کناره ی دریا دارند سطح این جلگه ها چنان پست و هموار است که رودهایی که در آنها جریان دارند هر چند یک بار جای بستر خود را تغییر می دهند
از انباشته شدن آبرفتها در دهانه رودها سرزمین های مثلثی شکل( ∆ )به وجود آمده اند که به آنها دلتا می گویند .
با توسعه ی دلتا مکان های مناسبی برای فعالیت های کشاورزی به وجود می آید .
3- سرزمین های دارای کوه آتشفشان : در مشرق و جنوب شرقی آسیا به ویژه در کناره های اقیانوس آرام مجمع الجزایر بسیار وجود دارد . به دلیل نا آرام بودن پوسته ی زمین در این نواحی آتش فشان ها و زلزله ها ی بسیار رخ می دهد و این منطقه از مناطق زلزله خیز جهان به شمار می آید .
برخی از جزایرهای آتش فشانی عبارتند از : جاوه ، سوماترا،ریو کیو و کوریل
آب و هوای آسیا چگونه است ؟
قاره ی آسیا به دلیل گستردگی، دما و بارش در نواحی مختلف آن متفاوت است و این موجب پدید آمدن آب و هواهای گوناگونی در این قاره شده است .
به نقشه مقابل نگاه کنید .
به طور کلی در آسیا سه منطقه متفاوت از نظر دما وجود دارد :
1- سرزمین های مجاور قطب شمال و ناحیه ی سیبری که در تمام سال سرد بوده و دارای یخبندان های بسیار طولانی است.
2- سرزمین های جنوبی که در مجاورت دریاها، از دریای سرخ تا جزیره ی تایوان واقع شده و در تمام سال گرم هستند.
3- بخش های داخلی که دارای سرمای سخت و خشن در زمستان ها و گرمای زیاد در تابستان ها هستند.
همچنین آسیا در همه ی نواحی دارای رطوبت (بارش ) یکسان نیست .
به نقشه مقابل دقت کنید
آسیای مرطوب :
1- بادهای موسمی در فصل تابستان که از شرق و جنوب شرقی آسیا می وزند و باران فراوان به بار می آورد .
2- بادهای باران آور غربی در فصل زمستان از اقیانوس اطلس به طرف سیبری می وزند . اما پیش از آن که به سیبری برسند مقدار زیادی از باران خود را در اروپا فرو می ریزند و سپس به سمت مشرق رفته از مقدار باران آنها کاسته می شود .
3- بادهای باران آور مدیترانه که به خصوص در فصل زمستان می وزند و چندان به داخل قاره ی آسیا نفوذ نمی کنند .
آسیای خشک :
تمام آسیای مرکزی ، نواحی غربی و جنوب غربی آسیا شامل شبه جزیره ی عربستان ، نواحی داخلی فلات آناتولی و فلات ایران از نواحی خشک آسیا محسوب می شوند . زیرا اغلب این سرزمین ها یا از دریا دورند یا کوه های بلند مانع ورود بادهای مرطوب به داخل آنها می شود .
آیا آسیا پر جمعیت ترین قاره ی جهان است ؟
پراکندگی جمعیت در آسیا
پراکندگی جمعیت در همه جای این قاره یکسان نیست با توجه به آنچه آموخته ایم می توانید دلایل آن را به خاطر بیاورید
در نواحی مرتفع فلات تبت و هیمالیا تراکم جمعیت کم و در مشرق و جنوب شرقی آسیا تراکم جمعیت زیاد است .
در کشور اندونزی حدود 160 میلیون نفر جمعیت زندگی می کنندکه 90 میلیون نفر آن در جزیره ی کوچک جاوه متمرکز شده اند .
جزیره ی جاوه متراکم ترین ناحیه ی کره ی زمین از نظر جمعیت است .
افزایش جمعیت و پی آمدهای آن:
جمعیت جهان با سرعت زیادی رو به افزایش است، زیرا تعداد افرادی که به دنیا می آیند بسیار بیشتر از تعداد افرادی است که می میرند .
برای آگاهی از تعداد جمعیت یک ناحیه آن را سرشماری می کنند .
به کسانی که جمعیت راسرشماری می کنند آمارگیر می گویند .
در کشور ما سر شماری هر ده سال یک بار صورت می گیرد نخستین سر شماری در سال 1335 و تازه ترین سرشماری در آبان سال 1385 انجام شده است .
* چین و هند پر جمعیت ترین کشورهای جهان هستند .
* مردم این دو کشور به دلیل زیادی جمعیت با مشکلات فراوانی روبه رو هستند .
* در هند دختران در سنین 12 یا 13 سالگی ازدواج می کنند .
* در برخی از شهرهای هند هزاران نفر تمام عمر را در کنار خیابان ها زندگی می کنند .
* جمعیت زیاد در هند موجب فقر، کمبود غذا، سوءتغذیه، کمبود وسایل بهداشتی و درمانی، کمبود آب آشامیدنی ، کمبود مسکن ، مدرسه و ... شده است .
مردم آسیا چه زبان ، دین و نژاد ی دارند ؟
نژاد و زبان : همانطور که در نقشه ی مقابل ملاحظه می نمایید مردم آسیا از نژاد های مختلف هستند و به زبان های گوناگون صحبت می کنند .
با توجه به راهنمای نقشه بگویید اکثریت مردم آسیا از چه نژادی هستند ؟
بله اکثراً از تیره های زرد پوست و بقیه سفید پوست وسیاه پوست اند البته از ازدواج این تیره ها با یکدیگر تیره های دورگه نیز به وجود آمده است .
مجدداً در نقشه مقابل دقت کنید مردم آسیا به صد زبان و لهجه حرف می زنند و نام بعضی از زبان هایی را که تعداد زیادی از مردم به آنها تکلم می نمایند به خاطر بسپارید .
دین : آسیا مهد دین های بزرگ جهان است . برخی از این دین ها مانند یهود ، مسیحیت و اسلام دین های الهی هستند و در تمام جهان انتشار یافته اند . اما برخی دیگر مانند آیین های بودایی و برهمایی در خارج از قاره ی آسیا پیروان چندانی ندارند .
دین های بزرگ آسیا که پیروان زیادی دارند عبارتند از :
1- دین اسلام در آسیای غربی
2- آیین برهمایی در هند
3- آیین بودایی در شرق دور ( آسیای شرقی)
مکه شهر مقدس مسلمانان و بیت المقدس شهر مقدس مسلمانان مسیحیان و یهودیان است .
شهر مقدس برهمائیان بنارس و شهر مقدس بودائیان لهاسا است .
ویژگی های اقتصادی آسیا چیست ؟
قاره ی آسیا از نظر معادن و منابع زیر زمینی به ویژه نفت و گاز و زغال سنگ بسیار غنی است .
جمعیت زیادی در قاره ی آسیا در بخش کشاورزی فعالیت می کنند .
مهمترین کشورهای صنعتی آسیا ژاپن – کره جنوبی – چین و تایوان هستند .
با توجه به رشد جمعیت در آسیا ، کشورهای آسیایی می کوشند تا تولیدات کشاورزی خود را بالا ببرند .
تعداد جمعیت روستانشین در آسیا بیشتر از جمعیت شهر نشین است . اما با افزایش مهاجرت از روستا ها به شهرها تعداد شهر های پر جمعیت چند میلیونی در حال بیشتر شدن است .
از آنجائیکه اغلب کشورهای آسیایی با اقیانوس ها و دریاها ارتباط دارند ، صنعت ماهی گیری و بازرگانی و تجارت از طریق حمل و نقل دریایی در بیشتر کشورها رونق دارد .
آسیا دارای نواحی زیبا و مراکز زیارتی و تفریحی فراوانی است . که هر ساله هزاران جهان گرد از جاذبه های جهان گردی کشور های آسیایی دیدن می کنند.
هنر ( زندگینامه استاد فرشچیان)
زندگینامه استاد محمود فرشچیان
محمود فرشچیان به سال 1308 شمسی در اصفهان ، دیده به جهان گشود . پدرش ، حاج غلامرضا فرشچیان ، از تجار فرش بود و در کار هنر قالی بافی دست داشت .
این زمینه مساعد برای پرورش ذوق و شوق او در راه آشنایی با هنر موثر افتاد . از سالهای پیش از مدرسه از روی نقشه های قالی طرح میزد ، تا به تدریج دستش در کار نقش پردازی روان گردید . فرشچیان در طی تحصیلات مقدماتی در محضر استاد میرزاآقا امامی اصفهانی هنرمند چیره دست و پرآوازه دیار اصفهان ، به آموختن نقاشی دلبستگی تمام پیدا کرد و دل در گرو نقشهای زیبا بست . او از کار هنر احساس رضایت و شادمانی داشت . از کلاس هفتم دبیرستان فرشچیان قدم به هنرستان هنرهای زیبای اصفهان گذاشت و چهار سال در آن جایگاه عاشقی ، زیر نظر استاد عیسی بهادری ، استاد نابغه و توانمند نقاشی قالی ، مینیاتور ، نقاشی رنگ و روغن ، به فراگیری اصول و مبانی طراحی نقوش سنتی (نقشه قالی ، تذهیب ، مینیاتور) پرداخت .
بدون شک نقش استاد عیسی بهادری در پرورش و خلاقیتهای محمود فرشچیان نقشی فوق العاده ارزشمند بود .استاد در بیان احساس و تجسم شعرگونه عواطف ، به شیوه ای کاملا جدید موفق به هماهنگی و همگامی میان مضمون و محتوا و شکل و فرم نقاشی هایش گردید و این مشخصه اصلی کار او در نقاشی شد . فرشچیان در جوانی بسیار پرتلاش و خستگی ناپذیر به کار و طراحی نقوش مختلف میپرداخت . او در مطالعه آثار تاریخی شهر اصفهان (چهل ستون ، عالی قاپو ، مسجد شیخ لطف الله و ... طرحهای اسلیمی و ختایی کاشیکاری های بی نظیر آن آثار سر از پا نمیشناخت و چون محققی موشکافانه این نقش ها را مطالعه میکرد . فرشچیان حتی در دوره سربازی نیز دست از قلم و رنگ برنداشات و آثاری دیدنی آفرید که مورد تشویق مقامات قرار گرفت .
گرمای عشق 1378 محمود فرشچیان سال 1329 بعد از 6 سال فعالیت و کسب هنر در هنرستان هنرهای زیبای اصفهان ، فرشجیان به کسب دیپلم عالی نائل آمد . آثار سالهای شاگردی ایشان هنوز در مرکز هنرستان ، موجود است . او در طراحی و شناخت و بکارگیری رنگها فوق العاده قدرتمند و قوی است . این قدرت قلم و صلابت و استواری خطوط قلم گیری است که از او هنرمندی پرآوازه و مشهور ساخته است . از نظر محتوا و مضمون ، آثار استاد عمدتا با الهام از ادبیات عرفانی و باورهای مذهبی ساخته و پرداخته شده اند . سخن آخر اینکه امروز استاد فرشچیان از پس نزدیک به پنجاه سال کسب هنر و مهارت در کار نقاشی و خلق نقشهای دلنشین و جشم نواز ، هنرمندی است که به جرآت میتوان او را صاحب سبک جدید در نقاشی ایرانی (مینیاتور) دانست
علوم(سنگ های آذرین)
سنگ هاي آذرين:
اين سنگ از سرد شدن مواد مذاب درون زمين بوجود مي آيند كه خود آن ها به دو دسته تقسيم مي شوند.
1- آذرين دروني:
اين سنگ ها بر اثر سرد شدن مواد مذاب در داخل زمين بوجود مي آيند مثل سنگ گرانيت – گابرو
ويژگي اين سنگ ها اين است كه داراي بلورهاي درشت مي باشند و بيش تر رنگ روشن دارند
2- آذرين بيروني: سنگ هاي هستند كه بر اثر سرد شدن مواد مذاب در خارج از زمين بوجود مي آيند چون اين مواد مذاب توسط آتشفشان از زمين خارج مي شوند به اين سنگ ها آتشفشاني نيز مي گويند.
مثال: بازالت – زيوليت
علت تيره و روشن بودن سنگ بستگي به عناصر موجود در آن دارد مثلا سنگ ها تيره داراي آهن – منيزيم – كلسيم است و سنگ هاي روشن آلومينيوم – سديم – پتاسيم دارند
پرسش: علت گرماي درون زمين چيست؟
دانشمندان در مورد گرماي درون زمين نظريه هاي متعددي داده اند اما امروزه تقريبا مطمئن شده اند كه علت گرماي درون زمين فعاليت مواد راديو اكتيو است.
پرسش: مواد راديواكتيو چيست؟
موادي هستند كه بعضي از آن ها ناپايدار بوده و مي تواند به مواد ديگر تبديل شود و مقدار زيادي انرژي توليد كنند. مثل اورانيم
پرسش: آتشفشان چگونه به وجود مي آيد؟
در شرايط خاصي مقداري از مواد درون پوسته يا گوشته ذوب شده و مواد مذاب چون سبك تر هستند به سمت بالا حركت مي كنند وقتي راهي به سطح زمين پيدا كنند از درون زمين به بيرون فوران مي كنند كه به آن آتشفشان مي گويند.
علوم (سنگ های رسوبی)
سنگ هاي رسوبي:
آب و باد و يخ از عوامل فرسايش دهنده هستند كه موجب خرد شدن سنگ مي شوند و مواد حاصل توسط آب به دريا منتقل مي شود و به صورت لايه لايه روي هم ته نشين مي شوند و رسوبات را تشكيل مي دهند
عوامل گوناگوني اين رسوبات سست و ناپيوسته را به سنگ سخت تبديل مي كنند كه به اين سنگ ها رسوبي مي گويند.
سنگ هاي رسوبي به روش هاي متعددي بوجود مي آيند. ولي بيش ترين آن ها بر اثر فشار لايه هاي رسوبي بر روي همديگر حاصل مي شوند
پرسش: سنگ هاي رسوبي چگونه بر اثر رسوبگذاري تشكيل مي شوند؟
وقتي رسوبات توسط رودخانه ها به دريا منتقل مي شوند در كف دريا به ترتيب درشتي و ريزي روي هم انباشته مي شوند بر اثر فشار لايه هاي بالايي بر روي لايه هاي پايين آب درون آن ها خارج شده و مواد سفت سخت مي شوند مثل سنگ رستي
پرسش: چگونه بر اثر تبخير آب دريا سنگ رسوبي حاصل مي شود؟
چون آب درياها و درياچه ها به مقدار زيادي مواد محلول دارند(حدود 35 درصد). وقتي آب آن ها بر اثر گرما تبخير شود مقدار زيادي از املاح محلول در آب رسوب مي كنند و به سنگ تبديل مي شوند مثل سنگ گچ – سنگ نمك
پرسش: چگونه از بهم پيوستن ذرات سنگ هاي رسوبي توليد مي شوند؟
همه مواد رسوبي بر اثر فشار به هم نمي چسبند مثلا ماسه هر چه تحت فشار قرار بگيرد سفت سخت نمي شود و اين مواد توسط يك ماده چسبنده اي مثل سيمان به هم مي چسبند و به سنگ تبديل مي شوند مثل ماسه سنگ و كنگرمرا
پرسش: بعضي از سنگ هاي رسوبي چگونه بر اثر واكنش شيميايي توليد مي شوند؟
آب داراي مواد محلول زيادي است بعضي از اين مواد بر اثر انجام واكنش هاي شيميايي پيچيده اي رسوب مي كنند و مواد سفت و سختي توليد مي كنند كه سنگ رسوبي نام دارد مثل سنگ آهك
علوم(کانی ها)
كاني ها: ذرات تشكيل دهنده سنگها را كاني گويند
انواع كاني ها از نظر طريقه بوجود آمدن:
1- كاني هاي اوليه
2- كاني هاي ثانويه
الف: كاني هاي اوليه: كاني هايي هستند كه بر اثر سرد شدن مواد مذاب درون زمين بوجود مي آيند مثل كوارتز – فلدستاپ – ميكا (كاني هاي سيليكاتي) – هماتيت – ليمونيت(كاني هاي آهن دار) – كليست (كاني كلسيم دار)
ب: كاني هاي ثانويه: بر اثر تغيير و تجزيه كاني هاي اوليه بوجود مي آيند مثال كاني رستي (از تجزيه فلدستاپ ها حاصل مي شوند)
شناسايي كاني ها: براي شناسايي كاني ها از خواص آن ها استفاده مي كنند(شكل بلور- سختي- رنگ گرد كاني- جلا- رسانايي اكتريكي- چگالي)
سختي: ميزان سختي كاني ها با هم متفاوت است سخت ترين انها الماس با درجه 10 و نرمترين آنها تالك با درجه 1 سختي بقيه كاني ها بين درجه 1 تا 10 است.
درجه سختي كاني: ميزان مقاومت آن در برابر خراشيدگي را نشان مي دهد.
روش تعيين درجه سختي كاني ها:
اگر دو كاني را روي هم بكشيم هميشه كاني سخت تر بر روي كاني نرمتر خط مي اندازد يعني كاني كه روي كاني ديگر شيار توليد كند سخت تر است.
براي شناسايي جنس كاني ها از آزمايش شعله نيز مي توان استفاده كرد. زيرا هر عنصري شعله را به رنگ مخصوص درمي آورد.
مثلا:
عنصر سديم رنگ شعله را زرد مي كند
عنصر كلسيم رنگ شعله را سرخ آجري مي كند
عنصر مس رنگ شعله را سبز مي كند
عنصر پتاسيم رنگ شعله را بنفش مي كند
علوم(نفت)
نفت: مايعي است تيره رنگ با بوي مخصوص كه تركيب شيميايي ثابتي ندارد اما بيش تر از عناصر هيدروژن و كربن(هيدروكربن) است.
پرسش: نفت چگونه تشكيل مي شود؟
موجودات بسيار ريز دريايي بنام پلانكتون ها كه در آب دريا زندگي مي كنند و عمر كوتاهي دارند پس از مرك در بين رسوبات قرار گرفته و پس از ميليون ها سال بر اثر فشار و گرماي زياد به نفت تبديل مي شوند.
پرسش: مخازن نفتي بيش تر دركجا تشكيل مي شوند؟
بيش تر در زير اقيانوس ها تشكيل مي شوند و در هر مخزن نفتي بخش هاي زير وجود دارند.
الف) سنگ مادر: به سنگ هائي كه نفت در آنها تشكيل مي شود.
ب) سنگ پوششي: سنگ هائي هستند كه به صورت يك لايه نفوذ ناپذير از بالا آمدن نفت جلوگيري مي كنند و تقريباً به حالت تاقديس مانند بوده و جنس آنها بيش تر از سنگ گچ و سنگ رستي مي باشد.
ج) سنگ مخزن: سنگ هائي كه شكاف و حفره هاي زيادي دارند و در زير سنگ پوششي قرار دارند و درون آنها نفت و گاز و مقداري آب شور جمع مي شود.
ترتيب قرار گرفتن مواد در يك مخزن نفتي:
به ترتيب از بالا به پايين گاز- نفت- آب شور
انرژي گرمايي زمين: خروج آب چشمه هاي آب گرم نشان دهنده اين است كه درون زمين گرم است.
امروزه بسياري از كشورها توانسته اند از اين انرژي استفاده كنند كه به آن زمين گرمايي گويند.
ریاضی(اعداد گویا)
عدد گویا : عدد گویا :
گویا صفت فاعلی از مصدر گفتن می باشد و در ریاضی هر عدد کسری مانند و یا هر عددی که بتوان آن را به شکل یک کسر نوشت را یک عدد گویا می نامیم. مانند 2- ، 0 ، 3+ ،2/3 -، 25/- که به ترتیب به شکل کسرهای می توان نوشت.
به طور کلی هر عددی که بتوان آنرا به صورت کسر نوشت، به طوریکه صورت و مخرج آن متعلق به اعداد صحیح باشند و مخرج آن مخالف صفر باشد یک عدد گویا می گویند.
مجموعه اعداد گویا را با حرف Q حرف اول کلمه ی Quotient به معنی «خارج قسمت» نمایش می دهند .
قواعد حاکم بر عددهای گویا
1- بین هر دو عدد گویا بی شمار عدد گویا می توان یافت .
مثال بین دو عدد گویا سه عدد دیگر بنویسید .
|
|
| |
|
|
ابتدا دو عدد را هم مخرج می کنیم . | |
|
| ||
2- اگر دو عدد گویا داشته باشیم عدد گویا ی بین این دو عدد است یعنی
مثال بین دو عدد گویا چهار عدد دیگر بنویسید .
حل :
3- اگر دو عدد گویا ی مساوی باشند ، آنگاه (خاصیت طرفین وسطین)
مثال Å
4- اگر کسری برابر صفر باشد ، صورت آن برابر صفر است .
مثال عدد x را بیابید به طوریکه حاصل برابر صفر باشد .
حل :
5-اگر کسری برابر یک باشد ، صورت و مخرج آن برابرند .
مثال عدد x را بیابید به طوریکه حاصل کسر برابر یک باشد .
حل :
6- تقسیم عدد گویا :
(روش دور در دور نزدیک در نزدیک )
مثال
(روش دور در دور نزدیک در نزدیک )
7-دو عدد گویا معکوس یکدیگرند ، هر گاه حاصل ضرب آن ها برابر یک باشد.
مثال معکوس یکدیگرند .


